یادنامه طبری صفحه 590

صفحه 590

یاهای مجهول- در تاریخ بلعمی مانند همه آثار دوره سامانیان اقسام یاء مجهول در آخر افعال و بتعداد بسیار دیده میشود. از یاء استمراری و مطیعی و شرطی و تمنائی و شک و تردید و تشبیه و غیره. چنانکه گاه در آخر افعال برای استمرار بکار رفته است.

بیشتر جانشین لفظ «می» و «همی» باشد. مانند: «بیشترین علماء ایدون گویند اندر تاریخها که دیو و پری اول آشکار بودند بر بنی آدم و یکدیگر را دیدندی و دوستی و دشمنی داشتندی و جنگ ظاهر بودی تا وقت نوح (ع) 1424»- مثال دیگر: گویند آن زنی بوده است پادشاه و بلایگی کردی و هر شبی مردی آوردی و بامداد بکشتی 15»

و گاه برای شرط و تمناست. چنانکه در این عبارت آمده: «پیغامبر عمر را گفت اگر ما عبد اللّه را بر سر آن چاه کشتمانی امروز ما را شرم بودی از آن مردمان» (سبک‌شناسی بهار ج 1 ص 349)

مثال دیگر: گفت این کار جرجیس جادوئی نیست که اگر جادوستی مرده زنده نتوانستی کرد»، یعنی اگر جادو می‌بود یا جادو باشد. (به نقل از سبک‌شناسی ج 1 ص 351)

همچنین بر سر افعال بلعمی مکرر لفظ «می» و «همی» آورده و گاهی نیز آنها را با یاء مجهول جمع کرده است. باید دانست ذکر انواع افعال و اقسام آن و شرح همه یاهای مجهول از آنچه در بلعمی آمده است درخور بحثی مستوفی است و باید خیلی بیش از این درباره آن سخن گفت که با قلت بحال و کثرت اشتغال فعلا میسر نیست.

آمدندش- دیدنش‌

بلعمی در بیشتر موارد بجای «او» ضمیر منفصل سوم شخص، «ش» ضمیر متصل مفعولی را بکار گرفته است. مانند: آمدش- دادش- آمدش- دیدش- فرستادش- دیدندش- خواندندش

پس او هنوز کودک بود که سیامک از جائی همی‌آمد. براه دیوان و پریان دیدندش و پذیره آمدندش 17

مثال دیگر: آن دختر را وقت زادن نزدیک آمد پسری آمدش مانند پدر 49- تاجی دادش از زر 51.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه