یادنامه طبری صفحه 591

صفحه 591

مستقبل محقق الوقوع‌

مستقبل محقق الوقوع را تا آنجا که دیدم دو نوبت بصورت ماضی ادا کرده. یکی در شرح حال هرمز آورده است: «... نه سال در ملک بماند پس بمرد و بوقت مرگ مردمان را وصیت کرد که اگر مرا پسری شود او را شاپور نام کردم و ملک بوی دادم زیرا که او را هنوز هیچ پسر نبود آن زنی که بود او بچه در شکم داشت بدین جهت گفت که اگر از وی پسری آید ملک باشد.» ص 99

دیگر گفته است: «گفت من خواسته‌ها و غنیمتهای ایشان بر شما حرام کردم مگر آنچه من شما را دهم چون در جنگ ظفر یابید خون ریزید و کس را زنده مگذارید و دست فراز خواسته مکنید.» 102

تعدیه افعال- گاهی برخی افعال لازم را متعدی کرده. مانند «گذشتن» که «گذاشتن» شده.

گذر کردن- عبور کردن و «گذاره کردن» عبور دادن و گذرانیدن. 12 فردوسی راست

اگر نیزه بر کوه روئین زنم‌گذاره کنم زانکه روئین تنم «گفت گناه مکنید که اگر خدای عز و جل گناه از کسی درگذاشتی از آدم درگذاشتی.» 15 دیگر: «افریدون از همه خواسته او بگذاشت و دست بدان نکرد در هیچ چیز.» 29.

گاهی برخی افعال متعدی را دوباره متعدی کرده مانند شنوانیدن 182- و نیز بعضی افعال را که هم لازم بکار رفته و هم متعدی بهر دو صورت بکار برده نظیر: بسوزم 22- بسوزانم یا خود بسوزم. بسوزد 207- بسوزاند یا «بیاموزاند» که آموزیدن و آموختن را لازم گرفته سپس آنرا متعدی کرده است.

فعل «بمان» را چند بار بمعنی «بگذار» بکار برده و این طرز استعمال نیز در دوره سامانیان و هم قرنها بعد از آن جاری بوده است. ناصر بخارائی سخنور قرن هشتم و معاصر حافظ سروده است: 13

ملامتگو همی‌گوید بمان این کیش و ترکش کن‌نصیحت کم کن ای عاقل که من قربان این کیشم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه