یادنامه طبری صفحه 594

صفحه 594

ملک فرماید بگوید گفت بگو گفت در زندان تو بسیار کس هست که ایشان را کشتن واجبست. ایشان را بفرست اگر کشته شوند از ایشان برهی و اگر ظفر یابند خود پادشاهی ترا باشد 161- «اگر بر تو ستمی هست تا ترا نامه دهم تا از تو ستم بردارد» 157 «محل تو بدان جایگاه هست که با تو مشورت کنم» 181

یکی بجای یاء وحدت‌

بجای یاء وحدت و کلمه «یک» عموما لفظ «یکی» آورده است و این شیوه چنانکه می‌دانیم در نثر دوره سامانیان رایج بوده و در نظم نیز تا قرن هفتم ادامه داشته است. فردوسی فرماید:

یکی دختری داشت خاقان چو ماه‌کجا ماه دارد دو زلف سیاه دقیقی سروده است:

یکی زرتشت‌وارم آرزویست‌که پیشت زند را برخوانم از بر اینک نمونه‌هائی از تاریخ بلعمی: «یکی مرد عالم و حکیم بود نام او هامان» 84 مثال دیگر «تا من یکی خورنق بنا کنم» 111 که امروز گفته می‌شود تا من خورنقی بنا کنم- یا مردی عالم و حکیم بود ... «و مغان را یکی پیغمبر است او را زرتشت گویند.» 64

ولیکن‌

کلمه عربی «لاکن» در فارسی بصورتهای مختلف ولیکن- لیکن- لاکن- لیک- ولیک- ولی بکار رفته است. سعدی فرماید:

لیکن این حال محالست که پنهان ماندتو زره می‌دری و پرده سعدی قصبست در تاریخ بلعمی همه جا بجای این الفاظ «لیکن» آمده. و در مواردی که نویسنده ناگزیر از تکرار این فعل ناقص عربی شده است در نوبت دوم لفظ «امّا» را بکار برده.

چون- چرا

چون را در عبارت زیر بمعنی «چرا» آورده است: «عمر گفت چون چیزی نپختی؟ (- چرا و برای چه چیزی نپختی؟). گفتا چون تردّد طبخ کنم که مرا جامه نیست» 352

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه