یادنامه طبری صفحه 595

صفحه 595

چنانچه- چنانکه‌

چنانکه و چنانچه هر دو از قیود تشبیهند، و هر دو بمعنی «مانند»- «بطوری‌که» و نظیر آنها بکار رفته‌اند. اخیرا برخی چنین پنداشته‌اند که استعمال «چنانچه» بجای «چنانکه» نارواست و باید آنرا فقط در معنی شرط و تعلیق بکار برد.

(مانند این عبارت: چنانچه این کار را تمام کنید مزد خوبی بشما خواهم داد.

یعنی اگر این کار را اتمام کنید مزد خوبی بشما خواهم داد)

این پندار باطل و نابجاست. و من در این مورد شرحی مبسوط با ذکر نمونه‌های عدیده در کتابی نوشته‌ام، کسانی که قصد تجرّی حقیقت دارند بدانجا رجوع فرمایند. 14

در کتاب بلعمی نیز نمونه‌های بسیاری برای آن می‌توان یافت مانند: «پس دارای ابن دارا بملکت بنشست و همه جهان آبادان شد و بر وی راست شد و ملکان جهان خراج بر وی می‌فرستادند چنانچه سوی پدرش» 73

مثال دیگر: «... و ملک سند را بزبان ایشان رتبیل خوانند، چنانچه ملک عجم را کسری خوانند.» 354

آنچه که‌

نوبتی پس از آوردن لفظ «چه» موصول «که» موصول یا حرف ربط را بکار برده و «آنچه که» گفته است. و در میان آثار نویسندگان این طرز استعمال بی‌سابقه است و آنرا فصیح نمی‌دانند. مانند: «همچنان‌که ایشان بیندیشند همچنان راست دارد مگر آنچه که ملک را باشد خاص و رعیت را آن بکار نیاید.» 40

اگر- یا

اگر را بمعنی «یا» بارها بکار برده و می‌دانیم که استعمال این لفظ نیز در نظم و نثر در فارسی مدتها متداول بوده است. فردوسی فرماید:

ندانم که عاشق گل آمد گر ابرکه از ابر خیزد خروش هژبر

با- ب‌

بلعمی در تاریخ خود «با» را مکرر بجای «ب» و در معنی آن بکار برده از جمله گفته است:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه