یادنامه طبری صفحه 617

صفحه 617

سخنی که با عقل سازگار نیست‌

بلعمی در مرگ حضرت موسی گوید: و محمد جریر سه روایت کند اندرین کتاب و راست آنست که من می‌گویم و این خبر نیز هم اندر این کتاب روایت کرده است ولیکن این دوگونه است یکی آنکه ایدون گفت که چون خدای تعالی خواست که موسی را پیش خود برد ازو پیغامبری بستد و به یوشع داد و موسی را خدمت یوشع بایست کردن و یوشع پیامها به خلق می‌گزارد از خدای تعالی و کارها که موسی ندانستی همی‌کردی، موسی او را گفتی ای یوشع این چه چیز است؟ یوشع گفتی ای موسی آنگاه که تو پیغمبر بودی من ترا خبر پرسیدم که تو همی چکنی؟ موسی را درد آمد از آن و از خدای مرگ خواست و خدای او را مرگ داد. و گروهی گویند که موسی بر فریشتگان آسمان بگذشت و ایشان اندر زمین گوری کنده بودند به فرشهای نیکو آراسته، موسی گفت این گور از آن کیست؟ گفتند این گور آن بنده کریم است و بر خدای گرامی و گفتند یا موسی خواستی که آن تو بودی؟ موسی گفت خواستمی، گفتند ایدر فروشو و بخسب تا بنگریم که ترا شاید، موسی به گور فروشد و به‌خفت و آن فریشته کاین سخن گفت ملک الموت بود، چون موسی بخفت ملک الموت جان ازو جدا کرد و چون مرگ موسی رسید موسی فریشتگان را ایدون گفت که مرا بفریفتید.

و سه دیگر ایدون روایت کنند که خدای تعالی ملک الموت را بفرستاد که جان موسی بستان، ملک الموت سوی موسی آمد بر صورت مردی، موسی را گفت مرا خدای فرستاد که جان از تو بستانم، موسی دست بازبرد و ملک الموت را طپانچه بزد بر روی و یک چشم او کور کرد، ملک باز پیش خدای شد گفتا یا رب موسی یک چشم من کور کرد وگرنه آن بودی که بنده‌ای هست بر تو گرامی من هر دو چشم او را کور کردمی خدای تعالی گفت: ای ملک الموت با موسی مدارا کن، باز بر او شو و او را بگوی که دست بر پشت گاوی بمال بنگر که زیر دست تو اندر موی چند است تا به عدد هر مویی ترا یک سال زندگانی دهم، ملک الموت بیامد و پیام خدای تعالی بداد، موسی گفت یکبار که آخر بباید مردن اکنون میرم. ملک الموت را گفت جان بستان و ملک الموت جان او بستد، و این هر سه حدیث خرافاتست و نه از در آنست که اندرین کتاب روایت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه