یادنامه طبری صفحه 621

صفحه 621

امّا آنچه واجب است آنست که بداند که مسبّب خدای است در همه چیزها، و آنچه نه واجب است و رواست که بدانند آنست که بداند که چه چیز است که سبب کار وی است. پس یوسف دانست که مسبّب خدای است لیکن پنداشت که این سبب خواهد بودن و این صغیره‌ای بود، و خدای تعالی با او عتاب کرد که طلب سبب مکن که هنوز هفت سال دیگر مانده است تا تقدیر ما اندر گذرد، دیگر نپنداری که دیو چیزی از یاد کسی تواند بردن که این نزدیک همه گروهی از مسلمانان خطاست.» 31

چرا جادوان بخدا ایمان آوردند؟

صاحب تاریخ بلعمی می‌نویسد: «... موسی آن همه دروغ ایشان باطل کرد، پس موسی عصا برگرفت و بدست او همچنان چوب گشت، و این همه چوبها و رسنها ناپدید شد هیچ پیدا نیامد فغلبوا هنالک و انقلبوا صاغرین. این جادوان مغلوب شدند و موسی غالب شد، و آن همه خلق خوار گشتند و حقیر. فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ ساجِدِینَ قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ رَبِّ مُوسی وَ هارُونَ.

جادوان خدای را سجده کردند و به نبوت موسی بگرویدند و ایشان را حق از باطل پدید آمد.

اکنون بباید دانستن که این جادوان را چه پدید آمد که آن ایشان جادوی است و آن موسی پیغامبری و آن از کار خدای است نه از کار جادوان. آگاه باش که حکم جادوی چنانست که هرگاه که جادویی جادوی کند آن چیز به چشم خلق بگونه دیگر نماید جز آنکه به حقیقت است و چون جادوی بگذرد آن چیز هم باز حال خویش شود، چنانکه بود، زیرا که جادوی دوام را نباشد به همیشگی جادویی یک زمان باشد یا یک روز باشد یا یک ماه و ایدون گویند که بزرگتر جادوی که بماند چهل روز ماند و بیش نماند و هرگاه که جادویی چوب را مار گرداند چون جادویی بگذرد آن مار همچنان چوب گردد زیرا که به جادوی چشم خلق تواند بستن و یک زمان خیالی پدید آید ولیکن آفریده خدای را از حالی به حالی نتواند بردن، هم اگر جادوی سنگی را زر نماید به چشم خلق چون جادوی بگذرد آن زر همچنان سنگ نماید، و همچنان گردد که بود و کم و بیش نشود. پس ازین حکم چنان بایستی که چون مار موسی آن همه ماران بخورد و به چشم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه