عین الحیات صفحه 206

صفحه 206

و بدان که کسی که عظمت الهی در نفس او مستقر گردیده و پستی دنیا و اهل دنیا بر او ظاهر شده و قدر اوقات عمر عزیز خود را دانسته، در هر امری تا رضای خدا را در آن نداند و نیابد که به کار آخرت او می‌آید، متوجه آن کار نمی‌شود و عمر خود را به بطالت ضایع نمی‌کند.

پس اگر خواهد چیزی بخورد، چون منظور اصلی او تحصیل سعادت آخرت است، برای این طعام می‌خورد که از عبادت الهی ضعیف نشود و او را قوت بندگی به هم رسد. و اگر این معنی به حسب واقع منظور او باشد و محض گذرانیدن خاطر نباشد طعام خوردن او به این نیت عبادت می‌شود و این طعام همه نور می‌شود، و قوتی که از آن حاصل می‌شود صرف بندگی خدا می‌شود. و همچنین خواب را برای این می‌کند که در هنگام عبادت حضور قلب داشته باشد و عمل به فرموده الهی کرده باشد تا بدن و عقل او ضعیف نشود. و اگر به بیت‌الخلا می‌رود برای این می‌رود که خود را از کثافات و نجاسات پاکیزه کند که در وقت عبادت مطهر و مصفا باشد و با حضور قلب نماز تواند کرد.

و مجملی از تحقیق این مقام در اول کتاب گذشت. و در این مقام جناب مقدس نبوی به این معنی اشاره فرموده‌اند که باید تو را در هر کاری نیتی باشد، و هیچ کار را بی‌نیت قربت به جا نیاوری، حتی در خواب کردن و طعام خوردن.

و آنچه حضرت فرموده‌اند که باید عظمت الهی را ملاحظه نمایی و خدا را در مقامهای سهل ذکر نکنی، مراد این است که از روی بی‌اعتنایی، در هر مقام خدا را یاد نکنی بی‌آن که غرض تو یاد خدا یا توسل به او باشد. و اگرنه، گذشت که ذکر خدا در هر حال خوب است. و در احادیث وارد است که در صغیر و کبیر امور باید که به خدا متوسل باشند، و از او استعانت جویند، و جمیع حاجات خود را از خرد و بزرگ از او سؤال نمایند. و این معنی عین تعظیم الهی است که خود را و قدرت و توانایی خود را ناچیز داند و در جمیع امور خود را محتاج خداوند خود داند، و بداند که کوچک و بزرگ نزد قدرت او یک نسبت دارد. و تفصیل این معنی ان‌شاءالله بعد از این مذکور خواهد شد.

در توصیف جهنم

یا أباذر ان لله ملائکه قیاما من خیفته، ما رفعوا رؤوسهم حتی ینفخ فی الصور النفخه الأخره، فیقولون جمیعا: سبحانک و بحمدک ما عبدناک کما ینبغی لک أن تعبد. و لو کان لرجل عمل سبعین نبیا لا ستقل عمله من شده ما یری یومئذ. و لو أن دلوا صبت من غسلین فی مطلع الشمس لغلت منه جماجم من فی مغربها. ولوزفرت جهنم زفره لم یبق ملک مقرب و لا نبی مرسل الا خر جاثیا علی رکبتیه؛ یقول: رب نفسی نفسی! حتی ینسی ابراهیم اسحاق علیهما السلام؛ یقول: یا رب أنا خلیلک ابراهیم؛ فلا تنسنی.

ای ابوذر به درستی که حق تعالی را ملکی چند هست که پیوسته ایستاده‌اند از خوف الهی، و سر بالا نمی‌کنند تا روزی که در صور بدمند دمیدن آخر که همگی خلق به آن زنده می‌شوند. پس جمیع ملائکه در آن حال می‌گویند که: خداوندا تو را منزه می‌دانیم از جمیع نقایص و عیبها، و از این که عبادت ما قابل درگاه تو باشد. و تو را بر جمیع نعمتها شکر می‌کنیم. و عبادت تو نکرده‌ایم چنانچه سزاوار است که تو را عبادت کنند. و اگر شخصی عمل هفتاد پیغمبر داشته باشد، هر آینه عمل خود را سهل خواهد شمرد از شدت اهوالی که در آن روز مشاهده می‌نماید.

و اگر دلوی از غسلین جهنم (که چرک و ریم اهل جهنم است که قرنها در دیگهای جهنم جوشیده است) در مشرق آفتاب بریزند، هرآینه از حدت و حرارت آن به جوش آید مغز سر آن جماعتی که در مغرب آفتاب‌اند. و چون جهنم در صحرای محشر بخروشد و به صدا آید، نماند احدی نه ملک مقربی و نه پیغمبر مرسلی مگر آن که به زانو درافتند، و هر یک استغاثه کنند که: پروردگارا نفس مرا رحم کن و مرا نجات بخش. و همه در اندیشه خود باشند. حتی ابراهیم - خلیل خدا - اسحاق فرزند خود را فراموش کند و به حال خود مشغول باشد و گوید که: ای پروردگار من! من خلیل توام ابراهیم. مرا در این روز از رحمت خود فراموش مکن و لطف خود را از من بازمگیر.

بدان که از جمله عقایدی که اقرار به آنها واجب است و از ضروریات مذهب است و انکار آنها کفر است اقرار کردن به بهشت و دوزخ است.

و باید اعتقاد داشت که بهشت و دوزخ الحال موجودند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه