عین الحیات صفحه 224

صفحه 224

و بر همگی ظاهر است که کردن و شنیدن حق هر دو بر آدمی گران و دشوار است؛ چنانچه اکثر عالم اگر کسی خیر ایشان را به ایشان می‌گوید، هرچند که دانند که صلاح ایشان در آن است، آزرده می‌شوند. و کردن باطل خواه در معاصی و شهوات و خواه در اعمال بدعت، بر طبعها گوارا و در کامها شیرین است. و شنیدن سخن باطل، اکثر مردم را خوش می‌آید؛ چنانچه خوشامد گفتن، ارباب عزت را خوش می‌آید؛ هرچند دانند که دروغ است.

و کارهای بد ایشان رابه نیکی یاد کردن و ایشان را به خیر و صلاح ستودن ملایم طبع ایشان است؛ هرچند می‌دانند که این گفتن، برای خوبی ایشان و کار ایشان نفعی نمی‌دهد و دفع عذاب از ایشان نمی‌کند.

و بدان که بی‌اعتنا به شأن مردم بودن دو جهت دارد: یکی ممدوح است و دیگری مذموم. آنچه ممدوح است و از ارفع کمالات است آن است که خدا را ملاک نفع و ضرر خود داند و مردم را بی‌دخل داند، و در عبادات، ایشان را منظور ندارد، و در امر خیری که مرتکب شود از ملامت ایشان پروا نکند، و درجایی که میان رضای الهی و رضای مخلوق مردد شود رضای خدا را اختیار نماید. و این معنی از راه شناسایی عظمت حق تعالی حاصل می‌شود و چندان که یقین به عظمت او زیاده می‌شود این صفت کاملتر می‌گردد. و آنچه مذموم است آن است که از راه تکبر مردم را سهل و بیقدر داند و حقیر شمارد؛ و این از راه عجب و خودبینی و غافل شدن از عیوب خود و اعتقاد داشتن به خود ناشی می‌شود، و این از بدترین صفات ذمیمه است.

و حضرت در این کلام معجزنظام به هر دو معنی اشاره فرموده‌اند که: مردم را در جنب خدا از باب شتران داند، که در هنگام طاعت الهی ایشان را ملحوظ ندارد. چنان که اگر کسی در جایی نماز کند و شتری چند در آنجا باشند البته ایشان را منظور نمی‌دارد. پس باید که در جنب عظمت خدا عظمت مردم را سهل داند. و بعد از آن اشاره به معنی دویم فرمودند که چون به خود رجوع کند خود را از همه کس حقیرتر شمارد. یعنی باعث او بر عدم اعتنا به شأن مردم عظیم دانستن خودش نباشد.

و به سند معتبر از حضرت رسول صلی الله علیه و آله منقول است که: هر که صاحب سلطنتی را راضی کند به چیزی که خدا را از آن به خشم آورد، از دین خدا به در می‌رود.

و از حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه منقول است که: دینی نیست کسی را که عمل کند به طاعت مخلوقی در معصیت خالق.

و از حضرت رسول صلی الله علیه و آله منقول است که: هرکه طلب نماید خشنودی مردم را به چیزی که موجب سخط الهی می‌شود، حق تعالی چنین کند که آن جمعی که توقع مدح از ایشان دارد مذمت او کنند.

و در حدیث دیگر فرمود که: به خشم میاورید خدا را به سبب رضای احدی از خلق او؛ و تقرب مجویید به سوی احدی از خلق به چیزی که موجب دوری از خداست. به درستی که میان خدا و احدی از خلق وسیله‌ای نیست که به سبب آن خیری برساند یا شری را برگرداند مگر اطاعت او و طلب خشنودی او. به درستی که طاعت الهی موجب فیروزی است به هر چیزی که طلب نمایند، و موجب نجات است از هر شری که از آن حذر کنند. و به درستی که خدا نگاه می‌دارد از بدیها کسی را که مطیع او باشد؛ و از عذاب او کسی که معصیت او کند، خود را حفظ نمی‌تواند نمود. و کسی که از خدا گریزد گریزگاهی نمی‌یابد زیرا که امر الهی به خواری او نازل می‌شود هرچند جمیع خلایق کراهت داشته باشند.

و حق تعالی حضرت امیر المؤمنین و خواص او را مدح فرموده که: جهاد می‌کنند در راه خدا، و نمی‌ترسند از ملامت ملامت‌کنندگان.

و حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه فرمود که: از ملامت ملامت‌کنندگان پروا مکنید تا خدا دفع شر دشمنان از شما بکند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه