- دیباچه 1
- مقدمه 4
- فصل اول: عبداللهبنسبأ کیست؟ 6
- 1. «ابن السوداء» در منابع شیعی 12
- الف) بلال بن رباح 12
- اشاره 12
- اشاره 12
- فصل دوم: «ابن السوداء» کیست؟ 12
- ب) مردی ناشناس به نام ابن السوداء 13
- د) اسامةبنزید 14
- ج) عبدالله بن وهب راسبی (سرکرده خوارج) 14
- ه) عماربنیاسر 15
- 2. «ابن السوداء» در منابع اهل سنت 16
- الف) عماربنیاسر 16
- اشاره 16
- ب) بلالبنرباح 17
- ج) مردی در زمان امیر مؤمنان (ع) 18
- د) عبداللهبنحازم 19
- ه) عبداللهبنسبأ 19
- اشاره 21
- فصل سوم: سبأ و سبائیان 21
- بنو سبأ 21
- 1. ابیضبنحمال سبائی 24
- سبائیون 24
- اشاره 24
- 3. صالحبنخیوان 25
- 2. سعد سبائی 25
- 6. عبدالله بنهبیره سبائی 26
- 5. هبیرة بناسعد سبائی 26
- 4. عمارةبنشبیب 26
- 8. حنش سبائی 27
- 7. عبد الرحمانبنوعله سبائی 27
- اشاره 28
- سبائیه 28
- 1. عماربنیاسر 30
- 2. عدیبنحاتم طایی 31
- 4. کمیل بنزیاد نخعی 32
- 3. مالک اشتر نخعی 32
- فصل چهارم: عبداللهبنسبأ در مصادر اهل سنت 34
- فصل پنجم: ابن سبأ در مصادر شیعه 47
- فصل ششم: آیا ابن سبأ، همان عبدالله بنوهب راسبی است؟ 55
- فصل هفتم: آیا ابن سبأ همان صحابی معروف «عماربنیاسر» است؟ 66
- فصل هشتم: آیا امیرمؤمنان (ع) عبداللهبنسبأ را به مدائن تبعید نمود؟ 77
- فصل نهم: آیا ابن سبأ یهودی بوده؟ و آیادر شکلگیری فتنه دخالت داشته؟ 91
- فصل دهم: تضارب و تناقض گفتارها در مورد شخصیت عبداللهبنسبأ 104
- اختلاف در اصل وجود عبداللهبنسبأ 104
- 1. علامه سید محمد حسین طباطبایی (ره) 104
- اشاره 104
- اشاره 104
- 3. دکتر طاها حسین 105
- 2. دانشمند محقق سید مرتضی عسکری (ره) 105
- 5 و 6. دکتر علی الوردی و دکتر کامل مصطفی الشیبی 106
- 4. دکتر عبدالعزیز هلابی 106
- 7. احمد عباس صالح نویسنده مصری 107
- اختلاف در تبعید و یا سوزانیدن او 109
- تناقضهای آشکار در این گفتارها 115
- فصل یازدهم: سخن برگزیده درباره عبداللهبنسبأ 118
- فصل دوازدهم: بیزاری شیعه امامیه از عبداللهبنسبأ 128
- خاتمه 132
- کتابنامه 138
سال 100 ه. ق درگذشت. (1)
افزون بر این افراد، کسان دیگری به سبا منسوبند که هر یک از آنان «سبائی» نامیده میشوند و این نام، چیزی بیش از نسبت به سبا نیست و بر ذمّ یا تضعیف یا انتسابشان به عبداللهبنسبأ دلالت نمیکند.
سبائیه
اشاره
در کتابهای تاریخی قدیم و رایج که پیشاز تاریخ طبرینوشتهشدهاند، نامی از سبائیه (پیروان عبداللهبنسبأ) دیده نمیشود، اما طبری در تاریخ خود در روایات سیفبنعمر و ابی مخنف، از آنان بسیار یاد میکند.
این روایات، بر پیدایی آسیبی بزرگ در اواخر دوران عثمان و امیرمؤمنان علیبنابیطالب (ع) دلالت میکند تا اینکه کارها به معاویةبن ابیسفیان واگذار شد و پس از آن، دیگر نام و اثری از آنان بر جای نماند.
با توجه به انحصار روایاتی که طبری در تاریخ خویش آورده است، در روایات سیفبنعُمَر و ابیمخنف لوطبنیحیی (2) که هر دوی آنان نزد رجال جرح و تعدیلِ اهل سنّت، ضعیفند (3)، وجود این طائفه در آن
1- همان، ج 1، ص 217.
2- ر. ک: روایات سیف در تاریخ طبری، ج 2، ص 702؛ ج 3، صص 4، 9، 43، و روایات ابیمخنف، ج 3، صص 443 و 476.
3- دلایل تضعیف سیف خواهد آمد. یحیی بنمعین درباره ابومخنف میگوید: «به او اطمینان نیست. وی در 157 ه. ق درگذشت و همتای سیف بنعمر تمیمی صاحب ردّه بود». سیر اعلام النبلاء، ج 7، ص 302؛ ابنجوزی وی را در الضعفاء والمتروکین، ج 1، ص 28 یاد کرده و گفته است: «لوط بنیحیی ابومخنف را یحیی ثقه نمیداند و بار دیگر گفته است که وی اعتنا کردنی نیست». ابوحاتم رازی میگوید: «وی متروک الحدیث است». دارقطنی نیز او را ضعیف دانسته است.
ابن عدی در الکامل فی ضعفاء الرجال، ج 7، ص 241، از او نام میبرد و میگوید: «این [ابومخنف] را که ابن معین میگوید ائمه بزرگان علم و حدیث با او موافق بودهاند ...، من چیزی از احادیث سنددار از وی نمیدانم که آن را ذکر کنم، بلکه تنها اخبار ناخوشایندی از وی مانده است که دوست ندارم آنها را ذکر کنم.
ابنحجر در لسان المیزان، ج 4، ص 492 میگوید: ابو مخنف، اخباری تالف تلف شده و ضایع شده است که به وی اعتماد نمیشود. ابوحاتم و دیگران او را ترک کردهاند ... و ابو عبید آجری میگوید که از ابوحاتم درباره وی پرسیدم. او دست خویش را تکان داد و گفت: «آیا کسی از چنین چیزی میپرسد؟ عقیلی نیز او را در گروه ضعفاء آورده است».
ر. ک: الجرح و التعدیل، ج 7، ص 182؛ نجاشی در رجال خود ص 224 از او چنین نام میبرد: «وکان یسکن إلی ما یرویه». این عبارت بر توثیق وی دلالت ندارد، بلکه چیزی را که میتواند ثابت کند، این است که نجاشی در مرویات او مشکلی نیافته است.