سفیر سعادت صفحه 25

صفحه 25

مسلم علیه السلام، اذعان داشت:

من در مورد دیگران نمی‌خواهم سخنی بگویم و از سوی آنها به تو وعده دروغین نمی‌دهم؛ زیرا از آنچه در دل آنهاست، آگاهی ندارم. می‌خواهم از آنچه در دل خودم هست، تو را باخبر سازم. به خدا سوگند اگر مرا فرا بخوانید، به دعوتتان پاسخ می‌گویم و دوشادوش شما با دشمنتان می‌جنگم و با شمشیرم در حمایت از شما بر می‌خیزم تا پروردگار خویش را دیدار کنم و در این کارم، جز از خدای خویش پاداشی نمی‌خواهم.

پس از او، حبیب بن‌مظاهر، پیر سربلند عاشورا ایستاد و رو کرد به عابس و گفت: «خدای تو را رحمت کناد که آنچه در دل داشتی، با بیانی شیوا و کوتاه بیان کردی». سپس رو به مسلم علیه السلام گفت: «و من نیز به پروردگاری که جز او، دیگری را شایستگی پرستش نیست بر همین که او گفت، استوار هستم». سپس پیش آمدند و با مسلم علیه السلام بیعت کردند. به دنبال آن، حاضران نیز با مسلم علیه السلام هم‌پیمان شدند. (1) با شنیدن خبر رسیدن فرستاده امام حسین علیه السلام به کوفه، مشتاقان به سوی خانه مختار هجوم آوردند و کم‌کم خبر، بین تعدادی از شیعیان انتشار یافت و بیعت با


1- الفتوح، ج 5، ص 57
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه