سفیر سعادت صفحه 31

صفحه 31

ورود عبیداللَّه به کوفه‌

عبیداللَّه تلاش زیادی کرد تا پیش از آنکه امام وارد کوفه شود، زمام امور را در آنجا به دست گیرد. (1) اگرچه می‌دانست در بصره، عده زیادی هواخواه امام هستند، ولی ترجیح داد آنها را واگذاشته و خود را با چند نفری که همراهش بودند، زودتر به کوفه برساند.

عبیداللَّه پیش از ورود به شهر، دست به نیرنگی پلید زد. او عمامه‌ای سیاه بر سر گذاشت و صورت خود را پوشانید و خود را به نوعی شبیه هاشمیان کرد تا همگان خیال کنند او امام حسین علیه السلام است که به کوفه آمده. (2)وقتی عبیداللَّه گام در شهر نهاد، دسته‌ای از مردم به استقبالش آمدند و گرد او جمع شدند و به او سلام کردند.

آنان می‌گفتند: «خوش آمدی ای پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله.

درود بر تو باد!» رفته رفته جمعیت بیش‌تر می‌شد.

عبیداللَّه سرعت خود را برای رسیدن به قصر دارالاماره بیش‌تر می‌کرد.

سربازان نیز شک نداشتند که او امام حسین علیه السلام است.

از این‌رو، به او سلام کردند و احترام نمودند، ولی عبیداللَّه با هیچ یک از آنها سخنی نگفت. سر و صدای سربازان و


1- الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 268؛ نهایة الارب، ج 20، ص 389
2- تاریخ حبیب السّیر، ج 2، ص 41
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه