سفیر سعادت صفحه 36

صفحه 36

بن‌عروه، اتفاق مهمی افتاد. ماجرا از این قرار بود که روزی شریک بن‌اعور که او نیز مهمان هانی بن‌عروه بود و به همراه مسلم علیه السلام در خانه او به سر می‌برد، بیمار شد و در بستر افتاد. شریک بن‌اعور از دوستان قدیم هانی و از شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام در بصره بود.(1) هنگامی که شریک در بستر بیماری افتاد، عبیداللَّه کسی را نزد او فرستاد و گفت برای عیادت به دیدار او خواهد آمد.

شریک، این فرصت را بسیار مناسب دید تا عبیداللَّه را هنگام عیادت به قتل برساند. از این‌رو، به مسلم علیه السلام گفت:

امشب عبیداللَّه به عیادت من می‌آید. وقتی کنار من نشست به او حمله کن و او را به قتل برسان، آن‌گاه به دارالاماره کوفه برو و زمام امور را به دست گیر! با کشته شدن او تو دیگر مشکلی در کوفه نخواهی داشت. من نیز اگر از این بیماری جان به در بردم، به بصره خواهم رفت و آنجا را برای تو سامان خواهم داد. اگر این کار را بکنی، دیگر نیازی به جنگ نخواهی داشت.

شب‌هنگام، پیش از ورود عبیداللَّه به خانه هانی، دوباره شریک بن‌اعور به مسلم گفت: «مبادا این فرصت را از دست بدهی»، اما هانی چندان از این نقشه راضی نبود. او گفت: «خوش ندارم که خون عبیداللَّه در خانه من


1- تاریخ الطبری، ج 5، ص 359؛ الارشاد، ج 2، ص 40
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه