سفیر سعادت صفحه 40

صفحه 40

هستم. خداوند دوستی خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را به من ارزانی داشته است. به کوفه آمده‌ام تا این سه هزار درهم را به مردی از این خاندان برسانم که به تازگی وارد کوفه شده است و مردم را به سوی حسین بن‌علی علیه السلام فرا می‌خواند. اگر جای او را بلدی، مرا نزد او ببر تا این مال را به او بپردازم.

مرد شیعه، نگاهی به چهره و سر و وضع معقل کرد و پرسید: «چطور از بین این همه مردم کوفه نزد من آمده‌ای؟» پاسخ داد: «زیرا چهره تو را نیکو یافتم و دانستم از شیعیان هستی و امیدوار شدم که از دوست‌داران آنان باشی». مرد سری تکان داد و گفت:

«آری! درست پنداشته‌ای من از برادران تو و از شیعیان هستم و نامم مسلم بن‌عوسجه(1) است. از دیدار تو خشنود شدم. مسلم بن‌عوسجه به او وعده داد: «امروز را برو و فردا صبح به خانه من بیا تا تو را نزد مسلم بن‌عقیل علیه السلام ببرم». برق شادی از چشم معقل بر جهید و خوشحال از جا برخاست و بازگشت.

فردای آن روز به خانه مسلم بن‌عوسجه رفت و به اتفاق او راه خانه هانی بن‌عروه را در پیش گرفتند. وارد خانه شدند و معقل نزد مسلم علیه السلام رفت. ابتدا با او بیعت


1- مسلم بن‌عوسجه، از بزرگان کوفه و قاریان مشهور قرآن و از دوست داران امیرالمؤمنین علیه السلام بود که در جنگ جمل، صفین و نهران شرکت جست و در قیام عاشورا به شهادت رسید
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه