سفیر سعادت صفحه 46

صفحه 46

خدا را سپاس گفتند و شمشیرها را غلاف کرده و بی‌درنگ پراکنده شدند. (1)

نخستین رویارویی مسلم علیه السلام‌

اندکی بعد که آب‌ها از آسیاب افتاد و سر و صداها فروکش کرد، عبیداللَّه تصمیم گرفت برای مردم کوفه سخن‌رانی کند، اما همچنان از شورش مردم کوفه و خروج مسلم علیه السلام بیم داشت. به همین خاطر با تعداد قابل توجهی سرباز، از قصر خود خارج شد و برخی چهره‌های سرشناس کوفه را هم گرد آورد تا بیش‌تر به هدف خود نزدیک شود.

مردم در مسجد کوفه جمع شدند و عبیداللَّه بالای منبر رفت و با لحنی بین قدرت و اضطراب گفت:

ای مردم! از شما می‌خواهم از خدا و پیشوایان خویش پیروی کنید و در بین امت تفرقه نیندازید که خود را به کشتن می‌دهید و خوار و آواره می‌گردید که پیشینیان گفته‌اند: برادر تو کسی است که به تو راست بگوید و اگر تو را ترساند، وظیفه‌اش را در قبال تو به خوبی انجام داده است.

سخنش بدین‌جا رسیده بود که نگهبانی سراسیمه از درب خرمافروشان، داخل مسجد دوید و فریاد کشید:


1- الارشاد، ج 2، ص 49؛ تاریخ الطبری، ج 5، صص 361، 367؛ مقتل الحسین بحرالعلوم، ص 229
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه