سفیر سعادت صفحه 47

صفحه 47

«مسلم بن‌عقیل علیه السلام به ما حمله کرده». عبیداللَّه با ترس از منبر پایین جَست و با شتاب تمام به سوی قصر رفت و درها را به روی خود بست. (1) شاید این پرسش پیش آید که جریان دست‌گیری و شکنجه هانی را چه کسی به مسلم علیه السلام اطلاع داد و او چگونه توانست با این سرعت، افراد خود را تجهیز و سامان‌دهی نماید و به رویارویی بپردازد.

عبداللَّه بن‌حازم گوید:

من فرستاده مسلم بن‌عقیل علیه السلام بودم و مأموریت داشتم خود را به قصر برسانم و از اوضاع آگاهی یافته و او را باخبر سازم. من سوار اسب خود شدم و به قصر آمدم و باخبر شدم هانی بن‌عروه را پس از شکنجه به زندان انداخته‌اند. من نخستین کسی بودم که رویدادهای قصر را به مسلم علیه السلام اطلاع دادم. مسلم بن‌عقیل علیه السلام به من دستور داد فوراً افراد را که حدود چهار هزار نفر بودند و در خانه‌های اطراف خانه هانی سکونت داشتند و برخی در کوچه و بازار بودند، خبر کنم. سپس به جارچی خود فرمود تا مردم را با شعار «یا مَنْصُورُ أَمِتْ»(2) ؛ «ای منصور بمیران»، جمع کنم. من نیز با این


1- الارشاد، ج 2، ص 50؛ مقاتل الطالبیین، ص 98؛ الفتوح، ج 5، ص 85
2- منصور، نام فرشته‌ای است که فرماندهی فرشتگانی را که در جنگ بدر به‌یاری مسلمانان آمدند، برعهده داشت و این شعار نیز شعار مسلمانان در جنگ‌های صدر اسلام بود. ر. ک: مقتل الحسین المقرم، ص 179
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه