سفیر سعادت صفحه 50

صفحه 50

پراکندگی و تفرقه در سپاه مسلم علیه السلام‌

عبیداللَّه که هرگز در خواب هم نمی‌دید به چنین سادگی نقشه‌اش عملی شود، سرمست و خوشحال، پراکنده شدن سپاهیان را تماشا می‌کرد. نوشته‌اند:

از آن سپاه انبوهی که مسلم بن‌عقیل علیه السلام گرد آورده بود، رفته رفته کاسته شد و تا هنگام غروب آفتاب، جز پانصد نفر سرباز، نیرویی برای او باقی نمانده بود. شب فرا رسید و مسلم علیه السلام با باقی‌مانده سپاه خود برای اقامه نماز جماعت به سوی مسجد به راه افتاد. در بین راه نیز عده دیگری پراکنده شدند. مسلم علیه السلام به مسجد رسید.

وارد شد و به نماز مغرب ایستاد؛ در حالی که فقط سی نفر مانده بود. نمازش تمام شد و از جا برخاست که بیرون رود و هنگامی که به درب مسجد رسید، ده نفر باقی بود و هنگامی که از مسجد خارج شد، حتی یک نفر هم با او نمانده بود که لااقل راه را نشان او بدهد و او را به سوی خانه‌ای راهنمایی کند و یا اگر دشمنی به او حمله کرد از او دفاع نماید. (1)

واپسین آشیان‌

به راستی چه شهری است این کوفه؟! یک روز برای


1- همان‌
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه