سفیر سعادت صفحه 57

صفحه 57

نفر؛ طوعه و پسرش بلال.

سحرگاه شبی که مسلم علیه السلام به خانه طوعه آمده بود، بلال از خانه خارج شد و به سراغ دوستش عبدالرحمن، پسر محمد بن‌اشعث رفت و به او اطلاع داد که مسلم علیه السلام در منزل آنان به سر می‌برد. عبدالرحمن نیز بی‌درنگ به قصر آمد و جریان را به پدرش که در حضور عبیداللَّه بود گزارش نمود. او دید پدرش کنار عبیداللَّه نشسته است.

رفت و در گوش او آنچه را شنیده بود، گفت. محمد بن‌اشعث نیز خبر را به اطلاع عبیداللَّه رساند. عبیداللَّه با چوبی که در دستش بود، به پهلوی محمد بن‌اشعث فرو کرد و گفت: «برخیز! برخیز و همین الان او را نزد من بیاور». سپس به پیک دربار خود گفت:

به سرعت نزد عمرو بن‌حریث که در مسجد مستقر است برو و بگو شصت یا هفتاد سرباز را با محمد بن‌اشعث همراه سازد که همگی از قبیله قیس باشند. (1)


1- الارشاد، ج 2، ص 56؛ تاریخ الطبری، ج 5، ص 373
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه