سفیر سعادت صفحه 61

صفحه 61

مسلم علیه السلام در قصر عبیداللَّه‌

مسلم علیه السلام، خسته و زخمی از جنگی نابرابر، به قصر عبیداللَّه آورده شد. جنگ طاقت‌فرسای او، سبب تشنگی زیادش شده بود. کنار درب ورودی قصر، خمره آب سردی نهاده بودند. مسلم علیه السلام نگاهی به آب کرد و فرمود:

«مقداری آب به من بدهید».

عمرو بن‌حریث، به غلام خود اشاره کرد ظرف آبی به او بدهد. غلام کاسه‌ای آب پر کرد و به دست مسلم علیه السلام داد.

در جریان جنگ شمشیری به دهان مسلم علیه السلام خورده بود که لبش را دریده و دندان‌های پیشین‌اش را خرد کرده بود. مسلم علیه السلام کاسه آب را بر لبان خود گذاشت که بیاشامد، اما ظرف آب پر از خون شد و آب نجس گردید و نتوانست آن را بنوشد. او آب را بر زمین ریخت و فرمود: «خدا را شکر! اگر این آب روزی من بود، از آن می‌خوردم، [اما گویا قسمت است تشنه باشم]».

اندکی بعد، دربان قصر بیرون آمد و اجازه ورود داد.

عمرو بن‌حریث، مسلم بن‌عمرو باهلی، کثیر بن‌شهاب و عمارة بن‌ابی‌معیط، به راه افتادند و مسلم علیه السلام را وارد قصر کردند.(1)


1- الارشاد، ج 2، ص 60؛ تاریخ الطبری، ج 5، ص 375؛ الامامة والسیاسة، ج 2، ص 5
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه