سفیر سعادت صفحه 66

صفحه 66

زبان به خون مسلمانان تر می‌کند و ریختن خون مردم بی‌گناه را حلال می‌انگارد.(1)

شهادت مسلم علیه السلام‌

عبیداللَّه دانست که هر قدر بحث با او را ادامه دهد، به رسوایی خود و یزیدیان بیش‌تر دامن زده است. بدین جهت بدون اینکه اجازه دهد مسلم علیه السلام سخن دیگری بگوید، پس از دشنام دادن بسیار، دستور داد او را به قتل برسانند.

او برای این کار، بکیر بن‌حمران را انتخاب نمود؛ زیرا در ماجرای جنگ مسلم علیه السلام با افراد عبیداللَّه، بکیر ضربه‌ای از مسلم علیه السلام خورده بود و کینه بیش‌تری از او به دل داشت. عبیداللَّه نیز او را به همین دلیل انتخاب کرد تا در کشتن او رحم و عطوفت کمتری از خود نشان دهد.

بکیر را فراخواند و به او گفت: «او را بالای قصر ببر و خود تو [که از او ضربه‌ای خورده‌ای]، گردن او را بزن».(2) بکیر، با دلی آکنده از کینه، مسلم علیه السلام را بالای بام قصر برد. مردم، پایین دارالاماره جمع شده بودند و بالا را می‌نگریستند. بکیر، ابتدا مسلم علیه السلام، را به مردم نشان داد.


1- همان‌
2- الارشاد، ج 2، ص 64؛ تاریخ الطبری، ج 5، ص 378؛ اللهوف، ص 58. در الارشاد و اللهوف نام او «بکر» ذکر شده است‌
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه