اباالفضل العباس علیه السلام جلد 1 صفحه 325

صفحه 325

مهلت گرفتن امام حسین علیه السلام از عمر سعد

عصر روز هشتم محرم هنگامی که آفتاب غروب کرده بود، حضرت سیدالشهداء علیه السلام جلوی خیمه خویش در حالی که سر مبارک شان را روی زانو گذاشته، در رؤیائی فرورفته بودند و سایر اهل بیت و همچنین اصحاب حضرت در خیمه های خود به نماز و مناجات مشغول بودند.

حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام چون نگهبانی خیام را به عهده داشت برای جلوگیری از هرگونه پیش آمد و حادثه مرتباً دور تا دور خیمه ها می گشت تا مبادا اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله و دیگر اصحاب به طور ناگهانی از طرف معاندین مورد حمله قرار گرفته و غافل گیر شوند.

حضرت زینب کبری علیها السلام آن شیر زن کربلاء در حالی که به مداوا و پرستاری حضرت زین العابدین علیه السلام مشغول بود، به سایر اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله به ویژه کودکان که دچار بی آبی و عطش شده بودند رسیدگی می فرمود.

ناگاه صدای هیاهو و حرکت اسب ها به گوشش رسید، شتابان خود را به حضرت سیدالشهداء رسانده و با کمال اضطراب عرض کرد: برادر برخیز گویا لشکر عمر سعد حمله را آغاز کرده اند.

بعد از نماز عصر، عمر بن سعد خطاب به لشکریانش فریاد زد: یا خیل اللَّه ارکبی و بالجنه ابشری.

یعنی: ای لشکر خدا سوار شوید و به بهشت مژده دهید، لشکریان بر مرکب ها سوار شده و به طرف خیام امام حسین علیه السلام و یارانش یورش بردند.

امام حسین علیه السلام آن هنگام در حالت خواب و بیداری پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را می دیدند که ناگهان با صدای حضرت زینب کبری علیها السلام از آن حالت خارج شده و متوجه عرایض

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه