اباالفضل العباس علیه السلام جلد 1 صفحه 335

صفحه 335

چنین کاری گردیم، بر فرض محال چنین امری پیش آمد و شما را رها کرده و زنده به مدینه بازگردیم در جواب مردم چه بگوئیم!؟

بگوئیم مولا و سرور، پدر، برادر و عموی خود را که از شریف ترین افراد عالم بود تک و تنها گذاشتیم.

هیهات، هیهات به ذات خدا سوگند، نه تنها تا آخرین قطره خون در کنار تو خواهیم جنگید، بلکه فرزندان و برادران خود را در راه تو فدا خواهیم کرد و با دشمنان تو که در واقع دشمنان اسلام و انسانیت و شرف هستند مبارزه خواهیم نمود تا با روی سفید در محضر خدای تعالی حاضر شویم، بعد از تو، ای حسین، زندگی برای ما جز سیاهی و تباهی چیز دیگری در بر نخواهد داشت.

هنوز سخنان حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام به پایان نرسیده بود که مسلم بن عوسجه اسدی به نمایندگی از طرف صحابه از جای خود بلند شد و عرض کرد: ای پسر فاطمه، ما چگونه می توانیم تو را رها کنیم و اگر این کار را کردیم عذر ما در مقابل خدای تعالی چه خواهد بود؟ به خداوندی خدا سوگند تا زنده ایم از تو فاصله نخواهیم گرفت تا این که نیزه خود را در سینه دشمنان شما فرو کنیم و با شمشیر بر آنها بتازیم و اگر فاقد اسلحه شدیم حتی با سنگ، آری با سنگ، پیکار می کنیم تا جان خود را فدای شما نمائیم.

یکی دیگر از اصحاب امام حسین به نام سعید بن عبداللَّه حنفی خطاب به امام حسین علیه السلام چنین عرض کرد: به خدا قسم! تو را تنها نخواهیم گذاشت تا خداوند بداند در غیبت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله حق او را در باب تو رعایت کرده ایم، هان! به خدا قسم! اگر بدانم هفتاد مرتبه در راهت کشته می شوم، مرا بسوزانند و خاکسترم را به باد دهند، باز تو را رها نخواهم کرد تا آن که مجددا در راه تو بمیرم. حال چرا این کار را نکنم که یک شهادت بیشتر نیست و پس از آن کرامتی پایان ناپذیر و همیشگی است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه