اباالفضل العباس علیه السلام جلد 1 صفحه 337

صفحه 337

ایشان رسیدم متوجه شدم آن حضرت در خیمه خویش تنها و مشغول مناجات است و قرآن تلاوت می کند.

با خود فکر کردم در چنین شبی سزاوار نیست برادرم حسین بن علی علیهما السلام در خیمه تنها بماند، به دنبال این فکر به سوی خیمه برادران و پسر عموهایم روانه شدم تا آنان را بابت این عمل و تنها گذاشتن امام حسین علیه السلام سرزنش کنم.

نزدیک خیمه برادرم اباالفضل العبّاس علیه السلام صدای همهمه و فریادی به گوشم رسید، نزد آن خیمه رفته و گوش دادم، دیدم پسر عموها و برادر زادگانم گرد هم حلقه زده اند و حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام در وسط آنان قرار دارد، ایشان مانند شیر نیم خیز بر روی دو پا نشسته و شروع به سخنرانی نموده است، نخست خطبه ای ایراد فرمود، که مانندش را جز از برادرم حسین علیه السلام از کس دیگری نشنیده بودم، پس از حمد و ثنای خداوند و درود بر پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله برادر زاده ها و عمو زاده ها و برادران خویش را مخاطب قرار داده و فرمود:

یا اخوتی و یا بنی اخوتی و بنی عمومتی اذا کان الصباح فما تقولون؟

یعنی: ای برادران و برادر زادگان و عمو زادگان صبح که شد چه تصمیمی دارید؟

گفتند: اختیار به دست توست و ما از گفته خود تجاوز نمی نماییم.

سپس حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام فرمودند: ان هؤلاء، أعنی الأصحاب قوم غرباء، و الحمل الثقیل لا یقوم الا باهله فاذا کان الصباح فاول من یبرز الی القتال أنتم نحن نقدمهم للموت لئلا یقول الناس قدموا أصحابهم فلما قتلوا عالجوا الموت بأسیافهم ساعه بعد ساعه.

یعنی: بدانید که اصحاب برادرم نسبت به ما که بنی هاشم هستیم غریبه بوده، و بار سنگین مرد همیشه بر دوش اهل خود قرار دارد، و جز صاحب بار، کسی بار حمل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه