- پیشگفتار 2
- نسب: 4
- نفیسه، دختر کیست؟ 6
- حضرت نفیسه خاتون (س) را بشناسیم 11
- ماجرای بانویی که 6 هزار بار ختم قرآن کرد 13
- شجره نامه حضرت نفیسه خاتون سلام اللّه علیها از منظر علمای انساب و مورّخان: 14
- همسر نفیسه خاتون (س) کهِ بود؟ 14
- چرا نفیسه خاتون به مصر آمد؟ 15
- ارادت مصریان به حضرت نفسیه خاتون و اجابت دعا در کنار مزارش 16
- حضرت نفیسه خاتون (س) از منظر علما و امتیازاتش 17
- ماجرای حفر قبر 19
- علم و ایمان در اثر بارقه غیبی 19
- اشاره 20
- طریقه توسل به نفیسه خاتون نوه امام حسن مجتبی (ع) 20
- کرامات نفیسه خاتون (س) 20
- 1- دختر زمین گیر مرد یهودی 21
- 2- مقنعه و آب نیل 23
- 3- جوان اسیر 23
- 4- پیرزن و دعای مستجاب 24
- نفیسه خاتون نخوانی از دستت رفته 27
- اوقات باقداست 27
- در بستر بیماری 30
- میهمان قدسیان 32
- تاریخ درباره بارگاه نورانی این بانو 35
- نخستین کسی که بر قبر این بانو بارگاهی بنا کرد 37
- توسلات 39
- شرح اشتیاق 41
- برادران، خواهران و بازماندگان 46
- دوباره شرحی در حالات این بانوی بزرگوار 49
- زیارت نامه ی امام حسن مجتبی (ع) 55
- طریقه توسل به کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی 56
- بانوان نمونه 57
- 1 بخش اول: فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرشته زمین 57
- 2 بخش دوم: حوّا بانوی بهشتی 60
- 4 بخش چهارم: هاجر شکوه شکیبایی 61
- 3 بخش سوم: بلقیس بانوی زمامدار 61
- 5 بخش پنجم: آسیه الگوی مقاومت 62
- 6 بخش ششم: حضرت مریم سلام الله علیها) اسوه نجابت و عفاف 64
- 7 بخش هفتم: حضرت آمنه (سلام الله علیها)، آغوش امین 66
- 8 بخش هشتم: حضرت خدیجه شکوه زندگی 66
- 9 بخش نهم: امّ سلمه همسفر خورشید 67
- 10 بخش دهم: فاطمه بنت اسد مادر امام علی (ع) 71
- 11 بخش یازدهم: فضه همراز زهرا 74
- 12 بخش دوازدهم: اسماء بنت عمیس، منادی 77
- اشاره 77
- حدیث 78
- ادامه موضوعات این بخش: 79
- 13 بخش سیزدهم: فاطمه بنت الحسن؛ کوثر ثانی 81
- اشاره 81
- ادامه دیگر سرفصلها: 83
- 14 بخش چهاردهم: امّ فروه، مادر امام صادق (علیه السلام) 84
- اشاره 84
- بخش های دیگر کتاب: 85
- 15 بخش پانزدهم: حمیده مصفّاه مادر امام کاظم 87
- 16 بخش شانزدهم: سیده نفیسه؛ شکوفه ای در گلستان عترت 89
- 17 بخش هفدهم: نرگس؛ همدم خورشید 90
- اشاره 90
- «از نرگس خاتون» 91
- مصادر و منابع بیواسطه و باواسطه کتاب 93
مسیر اهتزاز و تعالی را طی می کرد. دختر برادرش (زینب) می گوید: عمه ام سیده نفیسه رنجور شد و در اولین روز ماه رجب در بستر بیماری قرار گرفت. پس چون از تاب و توان افتاد برای شوهرش اسحاق مؤتمن که در آن هنگام به مدینه رفته بود، نوشت: حال مساعدی ندارم و کسالت و بیماری تنم را آسیب پذیر ساخته و فکر نکنم سلامتی خود را باز یابم. به نظر می رسد زمان مفارقت نزدیک شده و مرگم فرا رسیده است پس در اسرع وقت خود را به من برسان.
در بستر بیماری
لحظه به لحظه حالش رو به وخامت می رفت اما نه از عبادت شبانه دست کشید و نه آنکه روزه داری خود را ترک گفت تا آنکه در شب جمعه مصادف با اول رمضان المبارک سال 208 هجری بیماری او شدت یافت، مع الوصف روز بعد را با روزه آغاز کرد، در این هنگام طبیبی برایش آوردند. او از حکیمان حاذق و مشهور مصر بود. پس از معاینات لازم، گفت این بانو باید برای رسیدن به سلامتی و بهبودی روزه اش را افطار کند زیرا ضعف شدید در مزاجش نفوذ کرده و جانش را تهدید می کند. وقتی سیده نفیسه اظهارات طبیب را شنید، گفت: شگفتا! سی سال تمام است از خداوند مسألت می کنم که با حالت روزه داری از این دنیای فانی بروم و چقدر برایم دشوار است که روزه ام را در میان روز آن