خاطرات زندگی یا سرگذشت تلخ و شیرین من صفحه 10

صفحه 10

رفتم و با آقای میرزا قارداشعلی فاتحی دیدار کرده و چند روزی میهمان او بودم.(1)

و از آبهای گرم آنجا استفاده کردم و در روزهای اقامتم در آنجا با فامیل ها و آشنایان ایشان، آشنا شدم.

پس از گذراندن تعطیلات تابستان به قم برگشته با آقایان میرزا رجب شایقی و میرزا قارداشعلی فاتحی و میرزا حمدالله راحمی ویرسقی و میرزا حجت فلسفسی رَزَیْ، هم حجره شدیم و درس ها را شروع نمودیم و در پاییز همان سال میرزا رجب به نجف اشرف مشرّف شد ما خیلی گریه کردیم که چه می شد دست ما هم به آن مقام شریف می رسید.

در میان رفقاء، من بیش از همه ناراحت بودم تا اینکه روزی با رفقاء در یک فرسخی قم، به مسجد مقدس جمگران مشرّف شدیم در آنجا چاهی بود که به چاه عریضه شهرت داشت که هرکس حاجتی داشت، برای امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف عریضه نوشته به آن چاه می انداختند و نتیجه می گرفتند من هم عریضه ای نوشته و سه حاجت که هرتک تک آنها برایم لاینحلّ بود از حضرت درخواست نمودم!؛

دو حاجت در همان سال برآورده شد جز تشرّف به نجف اشرف، آن هم سال


1- ایلانجوق دارای آبگرم های معدنی تند و تیز متعدد مانند قینرجه یا داغ آتان است، یادم هست روزهائی که مهمان ایشان بودم رفتیم به همین قینرجه که به هیج وجه آب تنی در آن ممکن نیست، برای ناهار تعدادی تخم مرغ به دستمال بسته و در میان آن آب گذاشتیم در مدت 15 دقیقه کاملًا پخت و نهار خوردیم؛ خلاصه ایشان نیز مانند دیگر رفقا مدتی است در خزانه بخارائی تهران ساکن هستند و تا این تاریخ 11/ 1/ 1386 شمسی که این پاورقی را می نویسم، هنوز هم زنده است خداوند طول عمر با عزت بدهد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه