خاطرات زندگی یا سرگذشت تلخ و شیرین من صفحه 216

صفحه 216

خدارا شکر توفیق خوبی بود.

پس ازگذراندن یک هفته زیارت، باز 24/ 2/ 1391 باهواپیما به تهران برگشتیم و از آنجا پس از دیدن بچه ها به قم مراجعت نمودیم.

در قم به ترمیم و معالجه دندان های حاجیه خانم شروع نمودیم، انشاءاللّه پس از اتمام آن، برای ادامه کارها و کاشیکاری های ورودی مسجد باب الحوائج علیه السلام، به سرعین، حرکت خواهیم کرد.

درتاریخ 20/ 3/ 1391 به سرعین رفتم و چند روز بعد کاشیکاری ایوان ودرِ ورودی مسجد، توسط آقای حاج علی احمدی کاشی کار قمی شروع و در اواخر تیرماه پایان یافت. ماه رمضان و تا دهم مهر ماه آنجا بودیم و

13 مهرماه باهمراهی دو اتوبوس از زائرین کربلا به

زیارت عتبات عالیات

حرکت کردیم و طبق معمول زیارت اماکن مقدسه را تمام کرده و در 23 مهر به سرعین برگشتیم و پس ازدیدن وحیده در اردبیل به تهران و قلعه حسنخان و از آنجا به قم حرکت نمودیم و در آپارتمان مستقر شدیم.

در این سال از اول سال تحصیلی به علت قبولی یکی از دانشگاه قم، نوه ام محمد رضا فرزند حسین در آپارتمان ما با ما زندگی می کند و به درسش ادامه می دهد.

25 ذی الحجه موافق با 20 آبان ماه برای عزاداری ماه محرم به سرعین برگشتم و پس گذراندن 12 محرم سال 1433 هجری قمری باز دو ماشین زوار آماده حرکت به کربلا بودند و خیلی اصرار کردند که همراه آنها مشرف شوم ولی متأسفانه به علت درد شدید کمر و پاهانتوانستم بروم به تهران و بعدازدیداربچه ها به قم برگشتم.

باتحمل درد شدید کمر و پاها تا 14/ 10/ 91 صبرکردم ولی دیدم خیلی ناراحتم به بیمارستان حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام به دکتر ارتوپدی آقای علاءالدین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه