خاطرات زندگی یا سرگذشت تلخ و شیرین من صفحه 36

صفحه 36

داشتم مرا به گمرک نجف فرستادند و بانام آیت اللّه شیخ عبدالکریم زنجانی (1) ترخیص نموده و آزاد کردند.

یک راست به مدرسه بادکوبه که آقای شیخ مسلم دارابی ویرسقی در آنجا منزل داشت وارد شدم و از همان روز رفقاء دسته دسته به دید و ملاقات می آمدند، تا تشریفات دید و باز دید تمام شد و مجدداً در مدرسه خلیلیه کبری حجره جدید گرفته و با روحیه جدید و آزاد، درسها را شروع نمودم.

به پدر نامه نوشته و از سلامت وارد شدن خود آنها را آگاه کردم، روزها سپری می شود و مانند سالهای قبل زندگی مشابهی پیش می رود؛

تا اینکه در تاریخ 27 ذی الحجه 1378 قمری، انقلاب عراق و کودتای بغداد با دست سرلشکر عبدالکریم قاسم رخ داد ورژیم سلطنتی که آخرین پادشاه آن فیصل دوم پادشاه جوان بیست و دو ساله هاشمی بود باتمام تشکیلاتش و خانواده سلطنتی اش که از سادات حسنی هاشمی شاخه عراق بودند قتل عام شدند؛

زیرا دو برادر از حجاز حرکت کرده یکی به اردن وارد شد و در آنجا تشکیل حکومت داد و هنوز پایدارند و فعلًا ملک عبدالله جوان بعد از پدرش ملک حسین زمام امور را به دست گرفته و ادامه دارد؛

برادر دوم هم در عراق تشکیل حکومت داد، غازی اول و دوم و فیصل اول و در زمان فیصل دوم که نو جوان بود و دائیش عبدالإله کشور را اداره می کرد، به دست سرلشکر عبدالکریم قاسم که زیر فرمان او برای کمک به شام و فلسطین می رفت، لشکر را بر گردانده شبانه وارد بغداد شده و کودتا را شروع نمود، بطوریکه تمام


1- می گفتند: ایشان با حکومت سلطنتی بغداد که هنوز، انقلاب عبدالکریم قاسم پیش نیامده بود، میانه خوبی داشت و سخنش نفوذ داشت.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه