خاطرات زندگی یا سرگذشت تلخ و شیرین من صفحه 37

صفحه 37

خانواده سلطنتی را از کوچک و بزرگ و زن ومرد حتی دائی نائب السلطنه شاه ونخست وزیر نوری سعید را قتل عام نموده و از صفحه روزگار برچید و محو و نابود ساخت که دیگر نشانه ای از آنها باقی نگذاشت و زنده نماند.

بعد از کودتا که 27 ذیحجه بود ماه محرم ماه عزای خامس آل عبا علیهم السلام شروع شد و به علت نوپا بودن رژیم جمهوری، دولتیان و مسؤلین امر، به اجتماعات حساسیت داشتند!، از این رو قدغن شدید نمودند که در روز عاشورا نباید قمه زنی باشد

(چون از قدیم الأیام در عراق مخصوصاً در کربلا داخل خیمه گاه و در نجف در صحن مقدس امیرمؤمنان علیه السلام قمه زنی مرسوم بود و مفصلًا قمه می زدند).

تا اینکه روز عاشوراسر رسید و مردم به طورعادی می آمدند و سینه زنان و زنجیر زنان، از صحن مقدس عبور می کردند و مأمورین دولتی آماده باش و تادندان مسلح، کاملًا مراقب اوضاعند من هم در ایوان مقبره آیت اللّه اصفهانی رضی الله عنه ایستاده و به دسته جات نگاه کرده و اشک می ریختم، ناگهان دیدم از یک طرف صحن مقدس صدای بلند برخاست و گفت: «لبّیک حسین لبّیک» یک وقت دیدم از هرگوشه صحن مردم لباس روئی را به زمین ریختند و زیر لباس کفن پوشیده اند و قمه ها برق زنان رفت بالا و مکرر به سرها فرود آمد و می گفتند «لبّیک حسین لبّیک» تمام صحن مقدس شد یک پارچه قمه زن خونین و کفن پوشان عاشق و هیچ مأموری جرأت نزدیک شدن به اینها را نداشتند و خون چشمانشان را گرفته و تمام صحن مقدس باخون عاشقان «حسین» رنگین شد و پراز خون.

جریان را فوراً به بغداد مخابره کرده و اوضاع را تشریح کردند و کسب تکلیف نمودند، از بغداد دستور آمد که مانع نشوند و کنار رفته، از دور مراقب اوضاع باشند!!.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه