حکمت مطهر صفحه 31

صفحه 31

مرحوم آیت الله طالقانی رفته بودند، یکی از افراد گروه فرقان که بعداً ایشان را ترور کرده بودند، در آن جلسه حضور داشتند و حرف هایی درباره تفسیر قرآن می زند. می گویند شهید مطهری در آن جلسه می گوید که به اصطلاح حال خودش را به نحوی از دست داده بود؛ به گونه ای که دستان ایشان می لرزید، این قدر از این حرف ها ناراحت شده بود که کنترل بدن خودشان را نیز از دست داده بود تا ایشان به هر حال منتظر بود صحبت ایشان تمام شود و جواب دهد؛ اما هنگامی برخورد کسی را با این همه حساسیت با روشنفکران و روشنفکرمآبان می بینید همیشه در آن احترام دیده می شود. اگر کتاب توحید ایشان را نگاه کنید وقتی که ایشان می خواهند از روشنفکران از دانشگاهیان اسم ببرند، گویی اصرار دارند که حتماً آن لقب مهندس را در کنار آن اسامی بگویند، حتماً آن کلمه دکتر را در کنار آن اسامی بگویند؛ و حتی ایشان ابایی ندارند از اینکه با کسی که دارند بحث می کنند و نظرش را رد می کنند، او را دانشمند خطاب کنند. چنانکه که شما می بینید در کتاب اصول فلسفه ایشان می نویسند: «دانشمندی که نویسنده کتاب راه طی شده است، چنین نظری را داده و بعد ایشان به نقدش می پردازند».(1)

به نظر من متأسفانه ما این تفکیک را بعد از انقلاب خوب مدنظر قرار ندادیم که چگونه با فکر و چگونه با صاحب فکر برخورد کنیم؛ البته استثناءهایی وجود دارد. آنجایی که بحث توهین و اهانت است، آنجاها بحث جدایی دارد. حالا من در یک مثال عامیانه می خواهم عرض کنم، فرض کنید که دریک زمین بازی کسی دارد با توپ به طرف دروازه ما می آید. خب چندجور می شود، این توپ را از فرد گرفت. گاهی کسی با


1- اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 5، ص 21.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه