- هدیه به: 1
- مقدّمه 3
- انگیزه تالیف کتاب 171
- دختران امام موسی کاظم علیه السلام 188
- فاطمه محدّثه 217
- فاطمه از برادرش پرس و جومی کند. 233
- وفات و محل دفن فاطمه 258
- زیارت و آرامگاه فاطمه علیهاالسلام 274
- مزار بانو فاطمه معصومه علیهاالسلام 288
- کرامات فاطمه علیهاالسلام 294
- در جوار فاطمه علیهاالسلام 308
- مصلای فاطمه علیهاالسلام 314
- سخنی با یعقوبی در کتاب تاریخش 320
- منابع و مآخذ 330
را شنیده مشتاق دیدار او باشد. و آنچه به طور کامل درک شود، اشتیاق به آن نیز پیدا نمی شود. زیرا کسی که بطور مداوم محبوب خود را مشاهده می کند رازهای جهت و صال او رسیده است، معقول نیست که باری او شوقی وجود داشته باشد. نتیجه آن که تحسس و شوق فقط به آنچه از جهتی قابل درک باشد و از جهت دیگری درک شود تعلق می گیرد و این مطلب به یکی از دو صورت قابل تحقق است:
1. چیزی به طور اجمال روشن و معلوم باشد و به طور کامل روشن نشده باشد و نیازمند آن باشد که به طورکامل واضح گردد. در این صورت به آن مقداری که از مطلوب باقی ماندهو حاصل نشده است شوق تعلق می گیرد. به طور مثال کسی که معشوقش از وی غایب شده و خیالش در دل باقی مانده، مشتاق آن است که خیال معشوق را با دیدن کامل گرداند. و کسی که معشوقش را در تاریکی دیده به طوری که حقیقت صورت او برایش منکشف نشده باشد، مشتاق آن است. رؤیت او را با تابش روشنایی بر چهره او کامل گرداند. پس اگر او را به طور تمام و کمال رؤیت کند، شوق او منتفی می شود. همچنان که اگر معشوق از دل و حافظه و خیال به طور کامل زدوده شود، تصور وجود او دوباره اعاده نمی شود.
2. برخی کمالات محبوب دانسته و به آن رسیده شود و اجمالاً بداند که