اختران فروزان ری و طهران، یا، تذکره المقابر فی احوال المفاخر صفحه 20

صفحه 20

ص:22

حدیث حضرت عبدالعظیم علیه السلام از هشام بن الحکم

جناب محمد بن محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید (ره) در کتاب اختصاص خود گوید احمد بن حسن گوید: حدیث کرد ما را عبدالعظیم بن عبدالله که هارون الرشید بجعفر بن یحیی برمکی گفت من دوست دارم که سخن متلمین و اهل کلام را بشنوم به طوری که آنان ندانند که من اینجا هستم پس آزادانه هر چه می خواهند احتجاج کنند.

پس جعفر برمکی دستور داد اهل کلام را به خانه او حاضر شوند و هارون در پشت پرده قرار گرفت در جائی که سخن آنانرا میشنید و فقط پرده ای میان او و آنها بود پس اهل کلام و سخنوران جمع شدند و مجلس پر بود از اهل کلام و اهل سخن و همگی منتظر قدوم و آمدن هشام بن حکم بودند.

پس هشام در حالیکه پیراهن کوتاهی که تا زانوی او بود و نیز شلوار و جامه ایکه تا نصف ساق پای او را پوشانیده بود بر آنها وارد شد و گفت السلام علیکم. و برای جعفر برمکی (نخست وزیر وقت) امتیازی قائل نشد.

پس مردی از میان سخنوران و اهل کلام باو گفت برای چه علی علیه السلام را بر ابی بکر برتری و فضیلت می دهید و حال آنکه خدا می فرماید ثانی اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا...) دومی آن دو نفر وقتیکه آنها در غار بودند که می گفت برفیقش محزون مباش زیرا که خدا با ماست. پس هشام گفت بگو بمن از اندوه و غصه او در آن موقع آیا برای رضا خدا بود یا برای غیر آن.

پس آنمرد ساکت شدو پاسخی نداد.

هشام گفت اگر خیال کنی که آن برای رضای خدا بود پس چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله او را نهی و منع فرمود و گفت (لا تحزن) آیا پیامبر خدا از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه