اختران فروزان ری و طهران، یا، تذکره المقابر فی احوال المفاخر صفحه 321

صفحه 321

ص:324

و در بیت عزت و دیانت پرورش یافت مخصوص با بیت مرحوم آیت الله العظمی حاج ملا حبیب الله شریف کاشانی در ارتباط و مراوده و با فرزندان آن مرحوم آمیزش داشت و آنها هم بوی عنایت خاصی داشتند. از آنها استفاده علمی و اخلاقی و معارفی نموده تا محسود قرار گرفت و مبتلا به عارضه چشم شده و در سال 1330 قمری برای معالجه چشم عزیمت به طهران نمود و بعد از عمل جراحی و یاس باصرار اقوامش که در ری ساکن بودند مجاورت حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام را اختیار و متوطن در زاویه مقدسه شده و افتخار خدمت در آستانه مبارکه را از طرف تولیت وقت پیدا نموده و ضمنا مجالس بسیاری هفته خوانی و یا ماهانه از ایشان دعوت نموده غیر از ایام عاشورا و روزهای وفیات و موالید ائمه علیهم السلام در ری و طهران و حومه آن و مردم معتقد بدعا و تاثیر نفس او بودند و برخی او را مستجاب الدعوه می دانستند زیرا در اثر ادعیه و توسلات ایشان به حوائج و مقاصدشان رسیده بودند.

آن مرحوم دارای چهار پسر و دو دختر بودند که از پسران این نگارنده مورد علاقه شدید آن مرحوم بودم و مرا دعا می کرد و بر فرزندان دیگرش مقدم می داشت. قصه افتادنم را از بام منزل و مردنم را از نظر و معاینه جراح و پزشک معروف شهر ری معروف به دکتر سالاری را در اوایل این کتاب نوشتم که دکتر اصرار داشت این طفل مرده او را تیمم دهید و دفن کنید ولی مرحوم پدرم اجازه نمیداد و گفت من بحرم حضرت می روم و شفاء بچه ام را میگیرم. رفت سه شب در حرم معتکف شد تا بحاجتش رسید و خدای متعال به برکت و شفاعت سیدالکریم حسنی علیه السلام و حضرت حمزه مرا برگردانید و همان دکتر که باور نمیکرد وقتی مرا معاینه کرد گفت عیسی بن مریم علیه السلام آمده و این طفل را زنده کرده است خاطرات

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه