اختران فروزان ری و طهران، یا، تذکره المقابر فی احوال المفاخر صفحه 322

صفحه 322

ص:325

آموزنده بسیاری از ایشان دارم که برای جهاتی از نقل آن خودداری نمودم.

آن مرحوم با داشتن آن همه مرید و دوست تا آخر عمرش کرایه نشین بود خانه مسکونی ملکی نداشت وقتی مالک خانه استیجاری که بیش از چهارصد متر بود خواست خانه وسیع خود را به ایشان به چهارصد تومان بفروشد او نخرید گفت منزل چهارصد تومانی بخرم و مردم را به غیبت بیاندازم.

وقت ظهر در روز چهاردهم جمادی الاول 1353 قمری در سن پنجاه و پنج سالگی از دنیا رفت و قبلا از مرگ خودش بکنایه و یا به بعضی صراحه خبر داده بود با وضع خوشی بدون سکرات و ناراحتی خودش و یا کسانش از دنیا رفت و بموالیانش پیوسته و نگارنده گوید جدا زبن حال وقالش این بیت بود:

این جان عاریت که (به رازی) سپرده دوست***روزی رخش ببینم و تسلیم او کنم

کیفیت کسالت و مرگش چنین بود روز اول ماه جمادی الاول تب کرد و از همان روز مهیای سفر مرگ شد و از دوستانش و اقوام یک بیک حلیت و رضایت طلبید و منابر خود را بین اهل منبر شهر ری تقسیم کرد و هر چه باو گفتند حال شما که خوبست می فرمود شما نمیدانید گاهی در وضو گرفتن او را کمک می کردیم روز آخر که روز چهاردهم وفات بی بی عالم حضرت زهرا علیها السلام بود فرمود حالم امروز خوبست احتیاج به کمک شما ندارم خودش وضو گرفت و بهمن که سیزده سال از عمرم بیش نرفته بود فرمود بیا برایم قرآن بخوان و خودش سوره هایی از قرآن را که حفظ داشت خواند و بعد مبادرم که دم در نشسته بود گفت برو بیرون و پرده را بالا بزن و خود برخاست و ایستاد و به امیرمومنان علیه الصلوه و السلام سلام کرد و عرض کرد بفرمائید مشرف فرمودید و خوابید برای همیشه و چون داستان حارث اعور همدانی را در منبرش زیاد می خواند و می گفت:

ای که گفتی فمن یمت یرنی*** جان فدای کلام دلجویت

کاش روزی هزار مرتبه من مردمی*** تا بدیدمی رویت

پس به آرزوی دیرینه اش رسید و با اینکه مرداد ماه هوا به شدت مخصوص موقع ظهر گرم بود من نفهمیدم مردم ری را کی خبر کرد که ازدحام نموده و اجتماع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه