اختران فروزان ری و طهران، یا، تذکره المقابر فی احوال المفاخر صفحه 386

صفحه 386

ص:389

مادی و معنوی حضرت رضا علیه الصلوه و السلام قرار گرفتم که عزم رحیل مبدل باقامت شده. پس شروع به تحصیل نموده و از محضر آیات عظام مشهد چون مرحوم حاج شیخ کاظم مهدوی دامغانی و حاج شیخ هاشم قزوینی و بالاخص عالم ربانی حاج میرزا مهدی غروی اصفهانی استفاده نموده که هیچ فکر بازگشت به قم و تهران را نمیکردم و هیچ نیرویی هم نمی توانست مرا از مشهد حرکت دهد.

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط هم به گمان آنکه امر فرج نزدیکست کارهای خود را اصلاح کرده و بامید آنکه سیدحسنی از خراسان قیام خواهد کرد و او مقدمه ظهور حضرت بقیه الله اعظم عجل الله فرجه الشریف است به مشهد آمده بود که ملازم رکاب ظفر انتساب او باشد و بیش از چهاره ماه اقامت نموده بود و حقیر با آشنایی قبلی که در تهران با او داشتم در مشهد هم با ایشان رفت و آمد مینمودم و چون سفرش طولانی شد و از قیام حسنی و امر فرج خبری نشد نگران شد و میگفت ما هر چه در مشهد بمانیم میهمان امام هشتم هستیم و از کیسه خود نخورده ایم.

گفت شبی حضرت رضا علیه السلام را زیارت کردم فرمود رجبعلی تو تهران هم که هستی میهمان مائی و از سفره و خوان احسان ما میخوری گفتم آری مولای من.

نگارنده گوید: آری بخدا قسم تمام ما سوی الله میهمان اهل بیت علیهم السلام و ریزه خوار خون احسان آنها هستند.

پس در اوایل محرم 1364 قمری حدود ساعت هشت صبح که در پیش روی مبارک مشغول خواندن جامعه کبیره بودم که آن مرحوم آمد و فرمود اقا را میبینی گفتم من کجا توفیق لقاء جمال الله و دیدار آقا.

گفت مرا برای تو جواب کردند و فرمودند آن امر که برایش آمده ای تاخیر افتاد برو و (محمد) را با خودت ببر آماده باش که باید حرکت کنیم و با این بیان چنان علقه و علاقه ماندن در مشهد مقدس از من سلب شد که نتوانستم بمانم همان روز در خدمت ایشان به تهران آمدیم و اول خیابان خراسان تهران که رسیدیم ماشین را توقف داده و گفت برو شاه عبدالعظیم که مادرت منتظر است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه