اختران فروزان ری و طهران، یا، تذکره المقابر فی احوال المفاخر صفحه 391

صفحه 391

ص:394

این مسجد نخوابد زیرا هر کس شب در اینجا خوابیده صبح جنازه اش را بیرون آورده اند و این چیزی است که مکرر به تجربه رسیده و از پدران خود هم شنیده ایم و بلکه خود هم دیده ایم.

پس بر تخته ای نوشته و به درب مسجد آویختند. اتفاقا دو نفر غریب گذارشان بدرب آن مسجد افتاد و آن تابلو را دیده و خواندند.

پس یکی از انها که ظاهرا نامش ماشاء الله بود میگوید من امشب در این مسجد می خوابم تا ببینم چه خبر است مسجد آدم کش یعنی چه. رفیقش او را ممانعت می کند و میگوید با وجود این آگهی را که دیده ای که نوشته اند پیرمردان که ما باید نداریم که کسی شب در این مسجد مانده باشد و به سلامت بیرون آمده باشد باز در این مسجد میروی و خودکشی می کنی.

آن مرد قبول نکرد و گفت حتما من شب را در این مسجد میمانم اگر مردم که تو خبر را به خانواده ام برسان و اگر زنده ماندم که نعم المطلوب سری را کشف کرده ام.

پس قفل را گشود و داخل مسجد شد و تا نزدیک نصف شب توقف کرد خبری ظاهر نشد و چون شب از نیمه گذشت ناگاه صدایی مهیب و وحشت زای بلند شد آهای آمدم آهای آمدم گوش داد تا ببیند صدا از کدام طرف است باز همان صدا بلند شد آمدم آمدم آهای آمدم و هر لحظه صدا مهیب تر و هولناک تر بود. پس آن مرد برخاست و ایستاد و چوب دست خود را بلند کرد و گفت اگر مردی و راست میگی و چوب دست خود را به طرف صدا فرود آورد که به دیوار خورد و ناگهان آن دیوار شکافته شد و زر و طلای بسیار به زمین ریخت و معلوم شد دفینه و گنجی در آن دیوار گذارده و طلسم کرده بودند که این صدا بلند میشد و آن طلسم به واسطه چر جراتی آن مرد شکست. پس زرها را جمع کرد و صبح از آن مسجد صحیح و سالم با پول زیادی بیرون آمد و از آن زرها املاک خریده و از ثروتمندان گردید و آن مسجد را تعمیر و بنام او مسجد ماشاء الله معروف گردید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه