آیین برنامه سازی سیر و سلوک در قرآن صفحه 147

صفحه 147

اسمای جمال و جلال الهی، هر آینه در تبدیل و تحویل وجودی خویش است و فیض و فضل الهی را در سیر و سلوکش حسّ می­کند و جذبه و جلوه حق را می­بیند: «عَلَی أَن نُبَدلَ أَمْثَالَکمْ وَنُنشِأَکمْ فِی مَا لاَ تَعْلَمُونَ»(1) و «إِن یشَأْ یذهِبْکمْ وَیأْتِ بِخَلْقٍ جَدید.»(2) پس همان گونه که فیض الهی، دم به دَم اعطای وجود می­کند و از باب «رحمانیت»، همه هستی را دربرمی­گیرد، برای سالکان که اهل ایمان، ایقان و تقوا هستند نیز لحظه به لحظه افاضه می­گردد: «فَسَأَکتُبُهَا لِلَّذینَ یتَّقُونَ».(3)

هر سالکی به طباق طبیعت وجودی و وِزان مزاج خویش و استعداد و قابلیتی که دارد، می­تواند اسمی از اسماءالله یا اسمایی از آن اسماءالله را بخواند و رو به پیش حرکت کند: «وَلِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنَی فَادعُوهُ بِهَا»(4) تا خدای سبحان بر او تجلی نماید که این تجلی بر سه نوع است: تجلی افعالی، تجلی صفاتی و تجلی ذاتی. در تجلی ذاتی، سالک به ­طور مطلق در حق فانی می شود یا در تجلی رحمانی، از فیض عام و در تجلی رحیمی از فیض خاصی که افاضه کمالات معنوی است، بهره می­گیرد.

2. انسان کادح

2. انسان کادح

«یاأَیهَا الْإِنسَانُ إِنَّک کادحٌ إِلَی رَبِّک کدحاً فَمُلاَقِیهِ»(5)

معارف فراوانی در آیه یاد شده وجود دارد. انسان، در حال رفتن و سعی و تلاش عمیق و همه­جانبه به سوی خداست: «کادحٌ إِلَی رَبِّک.» و این حرکت دایمی، دایم­السفر بودن را نشان می­دهد. سالک تکوینی، زمانی که نشسته، خوابیده یا ایستاده است، می­رود و مصداق «کادحٌ» است. حال اگر تفطن به


1- نک: واقعه: 61.
2- نک: فاطر: 16.
3- نک: اعراف: 156.
4- نک: اعراف: 180.
5- نک: انشقاق: 6.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه