آیین برنامه سازی سیر و سلوک در قرآن صفحه 291

صفحه 291

از وی همه مستی و غرور است و تکبر

و ز ما همه بیچارگی و فقر و نیاز است

بر اساس همین آموزه­های قرآنی، ادعیه­ای و حدیثی است که امثال علامه طباطبایی سروده­اند:

من خسی بی سروپایم که به سیل افتادم

او که می­رفت، مرا هم به دل دریا برد

من به سرچشمه خورشید، نه خود بردم راه جج

ذره­ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

خَم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود

که به یک جلوه ز من، نام و نشان یکجا برد

سالک آگاه به فقر ذاتی و مؤمن به نیاز وجودی خود، از دیگران بی­نیاز شده، تنها با درگاه و بارگاه و آستان قدس ربوبی آشناست و اظهار فقر و مسکنت و ذلت می­کند و «اللّهم اَغْنِنی فی الْاِفتقارِ اِلیکَ»،(1) همین معنا را می­رساند. پس اگر انسان از فقر بهره­ای برد و با آن زندگی کرد، از عرفان بویی می­برد و از سلوک بهره می­گیرد.

2. ابعاد فقر از دیدگاه خواجه عبدالله انصاری

2. ابعاد فقر از دیدگاه خواجه عبدالله انصاری

فقر در نگره عرفانی خواجه عبدالله انصاری، سه بعد دارد:

بعد اول- فقر وارستگان که خود سه جنبه دارد:

1. دست کشیدن از دنیا؛

2. زبان از گفت­وگو به دنیا، فرو بستن؛

3. خود را از خواستاری و رهاسازی دنیا در امان داشتن.

بعد دوم _ برگشت به گذشته خویش که سه نتیجه دارد:

1. بر اعمال خویش ارج ننهادن؛

2. به احوال خود بها ندادن؛

3. به مقامات و کمالات خود دل نبستن.

بعد سوم _ فقر عارفانه که دارای سه نشانه است:


1- بحارالانوار، ج 72، ص 31، ح 26.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه