بررسی و نقد دیدگاه و روش بنت الشاطی در عدم ترادف در قرآن کریم صفحه 31

صفحه 31

بنابراین چهار کلمه مذکور مترادف به نظر می رسند، اما ابوعبید قاسم بن سلام -224ق- گزارش کرده است که(ألت) در زبان و لهجه بنی عبس، و(بخس) در زبان و گویش قریش، و(وتر) در زبان و گویش حِمیَر، و(هضم) در زبان و گویش هُذَیل به معنای نقص است.(1)

بر همین اساس بعضی پژوهشگران با تاکید بر این که یکی از شرایط ترادف اتفاق لهجه و گویش است ترادف این چهار کلمه را انکار کرده اند.(2)

نتیجه آن که این عامل پیدایش ترادف، مورد قبول زبان شناسان قدیم و جدید بوده است و حتی منکران ترادف نیز به آن اعتراف دارند. جز اینکه منکران ترادف متعلق به دو گویش را از حوزه ترادف استثناء کرده اند. (3)

2-تلقی واحد از اسم و صفت

یکی دیگر از عوامل کثرت و رشد واژه های مترادف این است که یک چیز در اصل یک نام و چندین صفت داشته که با توجه به ویژگی های مختلف آن چیز بر آن اطلاق می شده است،اما به تدریج و با گذر روزگار جنبه ی وصفی آن صفت ها فراموش شد و از همه آنها تلقی اسم شده است، و یا به دلیل نیاز یک ادیب و شاعر به موسیقی یک کلمه برای رعایت وزن و قافیه شعر معنای وصفی کلمه ای را نادیده گرفته و آن را به جای اسمِ آن به کار برده است. برای نمونه، شمشیر از این قبیل است که اسم آن « سیف » بوده است و هر یک از کلمات « صارم » « تیز و برنده »، « مشرفی » ،« شمشیر ساخت مشرف »، « یمانی »،« شمشیر ساخت یمن » و... صفت آن می باشد که شاعر گاه به ملاحظه رعایت وزن و قافیه شعر این کلمات را در همان معنای « سیف » به کار می برد.

برای این سبب نمونه چندانی در قرآن کریم نمی توان یافت. یک نمونه مشخص آن « الله » و « الرحمن » است. درآیه110/ اسراء: « قُلِ ادعُوا اللّهَ أوِ ادعُوا الرَّحمنَ أیًّا ما تَدعُوا فَلَهُ الأسماءُ الحُسنی » که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه