- فصل اول:کلیات 1
- بیان موضوع 1
- اشاره 1
- سابقه پژوهش 2
- سؤالات تحقیق 3
- فرضیه ها 4
- روش تحقیق 4
- نوآوری تحقیق 5
- اهمیت و ضرورت 6
- روش : 7
- نقد: 7
- 1-1مفاهیم و اصطلاحات 7
- اشاره 7
- دیدگاه: 7
- ترادف: 8
- 1-8 بنت الشاطی 11
- 1-8-1 شرح حال: 11
- 1-8-2- آثار و تألیفات بنت الشاطی : 14
- 1-8-3- جایگاه آثار بنت الشاطی در ایران : 16
- 1-8-4 کتاب الأعجاز البیانی 20
- 2-8 ترجمه ی الأعجاز البیانی 22
- الف: نقص و افتادگی در ترجمه: 22
- اشاره 22
- ب: افزودن مطالبی در ترجمه که در متن اصلی نیست: 24
- فصل دوم:دیدگاه ها در باب ترادف یا عدم ترادف 26
- اشاره 26
- اشاره 27
- مقدمه 27
- 2-1 وجود ترادف در زبان عربی و قرآن کریم 28
- اشاره 28
- 2-1-1 ا سباب وعوامل ترادف 30
- 1-تداخل گویش ها و لهجه ها 30
- اشاره 30
- 2-تلقی واحد از اسم و صفت 31
- 4- تطوّر زبانی 32
- 3- وام گیری از زبان های دیگر 32
- 2- امکان استفاده از کلمات فصیح تر 34
- 1-گسترش طرق بیان . 34
- اشاره 34
- 2-1-2 فوائد ترادف 34
- 4- توسعه در الفاظ 35
- 3- تفنن در عبارت 35
- 2-2- 1 مخالفان ترادف 36
- 2-2 عدم ترادف در زبان عربی و قرآن کریم 36
- 2-2-2 ادله ی منکران ترادف 37
- اشاره 37
- 2- ارائه تعریف خاص از ترادف . 38
- 1- وضع هر کلمه برای یک معنای خاص. 38
- 4- تفکیک میان اسم وصفت 39
- 3-تفکیک میان ترادف تام و ناقص 39
- اشاره 40
- 2-4 نظر مختار 40
- 2-3 وجود ترادف در زبان عربی و عدم آن در قرآن کریم 40
- 1- اصل عدم ترادف در قرآن کریم 41
- 2-قرآن کریم معیار شناخت تمایز معانی 42
- 3- قرآن کریم پایه گذار تفاوت معنایی 43
- خلاصه و نتیجه ی فصل دوم: 44
- اشاره 45
- فصل سوم:بیان دیدگاه و روش بنت الشاطی در باب عدم ترادف در قرآن 45
- 3-1تعریف بنت الشاطی از ترادف 46
- 3-2 دیدگاه بنت الشاطی در موضوع ترادف در زبان عربی 47
- 3-3دیدگاه بنت الشاطی در موضوع ترادف در قرآن 49
- 3-4مبانی بنت الشاطی در عدم ترادف 50
- 3-4-1تعدد گویش ها و تفاوت زبان ها 50
- 3-4-2معنای خاص قرآنی 51
- 3-5منابع شناخت واژه ها از نظر بنت الشاطی 52
- 3-6روش بنت الشاطی در اثبات عدم ترادف میان واژه ها 53
- 3-7-1 رؤیا و حلم 55
- 3-7 نمونه هایی از روش استادانه ی بنت الشاطی در تبیین عدم ترادف بین کلمات 55
- 3-7-2 نأی و بُعد 59
- 3-7-3 أنداد 62
- 3-8 خلاصه و نتیجه 66
- فصل چهارم:نقد دیدگاه و روش بنت الشاطی در باب عدم ترادف در قرآن 67
- اشاره 67
- 4-1 بررسی و نقد دیدگاه بنت الشاطی 68
- 1- برداشتِ از بعضی آیات قرآن کریم 68
- اشاره 68
- 3-توجه به معنای خاص کلمه جدای از سیاق 69
- 2-نبود شاهدی مبنی بر فهم اعراب عصر نزول از عدم ترادف 69
- 5-اعتراف برخی از طرفداران عدم ترادف در قرآن به ناتوانی در اثبات 70
- 4-اعتراف غیر مستقیم بنت الشاطی به وجود ترادف در قرآن 70
- 6-ماهیت اثبات عدم ترادف ماهیتی ،دست نیافتنی 71
- بررسی و نقد 72
- اشاره 72
- 4-2-1 آنس و اَبصر 72
- اشاره 72
- بررسی و نقد روش بنت الشاطی 72
- اشاره 75
- 4-2-2 حلف و قسم 75
- بررسی و نقد : 75
- اشاره 77
- 4-2-3 زوج و امرأه 77
- بررسی و نقد 78
- 4-2-4 انس و انسان 80
- اشاره 80
- بررسی و نقد 80
- 4-2-5 نعمت و نعیم 82
- بررسی و نقد 82
- اشاره 82
- اشاره 87
- 4-2-6 یؤَیِّدُ و یقوی ( از مسائل نافع ابن ازرق ) 87
- ترجمه 87
- 4-2-7 ألفی و وَجَد ( از مسائل نافع ابن ازرق ) 89
- اعتراف بنت الشاطی به ناتوانی در اثبات عدم ترادف 89
- 4-2-8 « فاز » و « سَعِدَ و نجا » ( از مسائل نافع ابن ازرق ) 92
- تفاوت معنایی ارائه شده توسط بنت الشاطی 92
- بررسی و نقد 93
- ترجمه: 94
- اشاره 94
- 4-2-9 « سواء » و « عدل » 94
- 4-2-10 « فلک و سفینه » و مشحون و الممتلئه » 96
- اشاره 96
- ترجمه: 97
- اشاره 99
- خلاصه و نتیجه: 99
- منابع و مآخذ 100
1- محمد بن عبدالرحمن بن صالح الشایع ،الفروق اللغویه و اثرها فی القرآن،مکتبه العبیکان،الریاض 1414ه-1994م،ص177
2-2 عدم ترادف در زبان عربی و قرآن کریم
2-2- 1 مخالفان ترادف
افراط و زیاده روی در مترادف نشان دادن کلمات موجب شد عده ای از دانشمندان اهل لغت به انکار الفاظ مترادف در زبان عربی بپردازند. نخستین لغت شناس منکر ترادف محمد بن اعرابی-231ق- مشهور به ابن الاعرابی است. ابن الاعرابی گفته است:
((در هریک از دو واژه ای که عرب آنها را بر یک معنا اطلاق می کند معنایی نهفته است که در دیگری وجود ندارد. گاهی ما این معنای خاص را می شناسیم و از آن خبر می دهیم و گاهی بر ما پوشیده و نا معلوم است، اما نمی گوییم که عرب نیز نسبت به آن معنای خاص نا آگاه بوده است. ))(1)
پس از ابن الاعرابی زبان شناسان بزرگی چون ابوالعباس ثعلب- 291ق - ابن الانباری - 328ق - ابن درستویه - 347ق - ابن فارس- 395ق- و ابوهلال عسکری- 395ق - به پیروی از وی پدیده ترادف در لغت را انکار کردند.
ابن فارس می گوید:
((برخی برای یک چیز نام های مختلفی ذکر کرده اند مانند:سیف، مُهَنَّد، صارم « هر سه به معنای شمشیر ».اما نظر ما این است که هر چیزی یک نام دارد و بقیه نام ها ،هریک بیانگر صفتی از آن هستند که معنایشان باهم متفاوت است. ))(2)
ابو هلال عسکری نیز در کتاب الفروق اللغویه که با هدف انکار ترادف را تالیف کرده است ؛می نویسد:
« در یک زبان هرگاه دو اسم درباره یک معنا به کار رود باید گفت که هریک معنایی را اقتضا می کند که با دیگری متفاوت است وگرنه کلمه دوم زاید بوده و به آن نیازی نخواهد بود. »(3)