ازدواج ام کلثوم افسانه یا حقیقت صفحه 44

صفحه 44

دنبال عمروعاص فرستاد ، او آمد دید که عایشه خیلی ناراحت است. گفت: چه شده ؟ گفت یک بلایی برای ما پیش آمده ، گفت: چه بلایی ؟ گفت: عمر آمده از خواهرم خواستگاری کرده ما که نمی توانیم به او جواب ردّ بدهیم. این هم دختر است نمی تواند با او زندگی کند و او فظّ وغلیظ است و هر روز زنهایش را کتک می زند ، این دختر چه کند ؟

گفت: این با من ، من می روم و مسئله را به هم می زنم ، عَمروعاص آمد پیش عمر گفت که « بالرفاه و البنین » خیلی مبارک است بعد گفت: شما یک مرد خشن هستی و او دختری کوچک است ، هر روز او را کتک خواهی زد و او ناراحت خواهد شد و ابوبکر در قبر ناراحت خواهد شد. گفت آیا پیش عایشه بودی ؟ گفت: آری.

گفت: کی نزد او بودی ؟

گفت: همین الآن.

گفت پس معلوم شد که نمی خواهند. برو و بگو من نخواستم.(1)

یک چنین داستانی هم اینجا پیش آمد.

سخنِ فصل

مرحوم آیه اللّه مرعشی نجفی قدس سره اینجا یک نکته ی ظریفی دارند ، می فرمایند: آن اُمّ کُلثومی که عمر می خواست با او ازدواج کند اُمّ کُلثوم دختر ابوبکر بوده ، نه اُمّ کُلثوم دختر امیر المؤمنین.(2) یعنی وقتی اسامی


1- 1 . تاریخ طبری ، ج 3 ، ص 577؛ الکامل ، ج 3 ، ص 54؛ البدایه و النهایه ، ج 7 ، ص 139 .
2- 2 . متن گفتار آیه اللّه مرعشی در پایان همین نوشتار تقدیم می گردد ، به یادداشت شماره « 3 » مراجعه فرمایید.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه