عصمت در زمام دار، مانند عصر غیبت، باز هم لطف اول برای اصلاح نظام جامعه و جلوگیری از مفاسد هرج و مرج، وجوب حکومت را عقلا بر خداوند اثبات و نصب را لازم می سازد.(1)
3. قاضی سعید قمی
قاضی سعید قمی (متوفی 1103) را می توان نماینده آرمانگرایی در سیاست دانست که این فکر، معمولا به معنی پایبندی صمیمانه به هدفهای بلند اجتماعی و سیاسی بود. قاضی سعید می گوید:
«این یک حکایت تثبیت شده توسط سنت است که وقتی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیشنهاد شد که میان منزلت بندگی و مقام پادشاهی یکی را انتخاب کند، حضرتش اولی را برگزید و خواست عبد نبی باشد، نه ملک نبی. از این رو سلطنت ظاهره در خور جانشینی او نیست، تا چه رسد به نوعی از سلطنت که در دست جباران باشد (امامت الجبابره)؛ زیرا وقتی که چنین سلطنتی به خود پیامبر متعلق نباشد، چگونه ممکن است به جانشینش تعلق گیرد؟ از این رو، اگر بناست که پیغمبر اکرم دارای جانشینی باشد، لازم است که جانشینش ماهیتا مذهبی باشد (خلیفه دینیه) تا بهترین شرایط را برای زاد سفر و بازگشت (ظهور مهدی علیه السّلام) تضمین کند و این (سلطنت روحانیه) باید به کسی تعلق گیرد که دارای اخلاصی تزلزل ناپذیر باشد، کسی که در شأنش بتوان گفت که عین روح پیامبر است، درست همان گونه که رسول اکرم در مورد علی، حسن و حسین فرموده است».(2)
1- 1. دین و دولت در اندیشه اسلامی، محمد سروش، ص 399.