آیت مجاهدان: ویژه شهادت دکتر چمران صفحه 78

صفحه 78

ص:83

لاله ی اشک بار

لاله ی اشک بار

مرغ خوشخوانی بودی که از این دیار پر اندوه پریدی. از نَفْسْ بریدی، عشقِ او گزیدی، راه او خریدی و به او رسیدی.

پروانه ی سوخته دلی بودی که از عشق حق در آبی زلال بی کرانه ی آسمان، غرق شدی و عطر تن تو بر گل های عشق و عرفان و تقوا نشست و زمینِ ما را آراست و به ما خستگان وامانده در خروش، نوید صبح صادق و طلوع سپیده داد.

و اینک رفته ای به بام شهادت. به رسم پرواز، برای آواز و در کلام دلنشین تو که آغشته به نور الهی بود، اینک گویی چیزی موج می زند. نوری، عطری، اشکی، لبخندی و شاید خاطره ای.

و سحرگاهان، آن دم که چلچه های مست از بهار، قامت های سبز طلوع را عاشقانه بوسه می زدند، آن گاه که بادهای مهاجر خسته، منظومه ی بلند شهادت را در لحظه های شفاف خویش تکرار می کردند، آن گاه که حریرِ رخِ مهتاب، سرشار از غم، سر شاخه های مهربان بیدهای مجنون را وداع می کرد، و آن گاه که پروانه های ظریف بالِ سوخته دل، در مطلع بهار، بر قله های رفیع نور، قصیده ی ایثار را با سوختن به گرد شمع پیوند می زدند، تو رفتی، اما از آیه های کلام تو، هنوز تراوت می تراود.

آری تو رفتی و فصل دلتنگی مرغان غزل خوان رسید و تمام زمین، رنگ شهادت گرفت و من در اندیشه ی لبخندی بودم که تو در نوشته های شبانه ات، آرزو کرده بودی، لبخندی در هنگام مرگ.(1)

مرتضی افراسیابی


1- سردار خوبی ها، بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس، چاپ اول، تهران، زمستان 1377، ص 25.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه