- مقدّمه 1
- اشاره 3
- بخش اوّل: زندگی نامه ی شهید چمران 3
- فصل یکم: کودکی و زندگی علمی 5
- فصل دوم: فعالیت های سیاسی تا قبل از انقلاب اسلامی 7
- اشاره 7
- 21_ آغاز مبارزات: 7
- 22_ مبارزات در آمریکا 9
- 23_ سفر به مصر و مبارزه ی مسلحانه 12
- 24_ استقرار در لبنان 16
- اشاره 23
- فصل سوم: فعالیت های سیاسی _ انقلابی بعد از انقلاب اسلامی ایران 23
- 31_ در کردستان و پاوه 24
- 32_ در وزارت دفاع 30
- 33_ در کسوت نمایندگی مجلس شواری اسلامی 30
- 34_ در شورای عالی دفاع 31
- 35_ در خوزستان 32
- فصل چهارم: به سوی قربان گاه 38
- اشاره 38
- 41_ پیام رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی رحمه الله به مناسبت شهادت دکتر چمران 40
- 42_ پیام ریاست جمهوری، آیت اللّه خامنه ای 42
- اشاره 43
- 43_ گزیده ی پیام آقای هاشمی رفسنجانی 43
- 51 _ ویژگی های شهید از زبان رهبر معظم انقلاب 43
- فصل پنجم: خصوصیات اخلاقی و عرفانی شهید چمران 43
- 52_ ویژگی های شهید در اسناد ساواک 49
- 53_ غم خوار محرومان 50
- 54_ توکل بر خدا 51
- 55 _ شور و عشق 52
- 56 _ سازش ناپذیری 53
- اشاره 55
- فصل ششم: دیدگاه های شهید چمران 55
- 61_ عشق به خدا و شهادت 55
- 63_ حمایت از مستضعفان 57
- 62_ انقلاب اسلامی ایران 57
- 65_ وحدت، عامل نجات 58
- 64_ استقلال، راه نجات ملت ها 58
- 66_ تحول نفسانی 59
- 67_ بردگی و آزادگی 60
- 68_ تعاون 60
- فصل هفتم: شهید چمران از نگاه بزرگان 62
- فصل هشتم: نیایش های شهید چمران 66
- اشاره 73
- بخش دوم: برگزیده ی ادب فارسی 73
- اشاره 74
- متون ادبی 74
- سپیدار سبز 77
- لاله ی اشک بار 78
- همدم شب های تار 79
- کوه مَرد 80
- از ستیغ بلندکوه 81
- اشاره 83
- اشعار 83
- قربانی کربلای عشق 83
- سرباز فداکار وطن 84
- بهترین انتخاب، شهادت 85
- عطر حضور 86
- ... و فرمان را اطاعت کرد 88
- یکه تاز دوران 88
- بخش سوم: همراه با برنامه سازان 92
- اشاره 92
- توصیه های کلی 94
- پیشنهادهای برنامه ای 95
- پرسش های مسابقه ای 96
- پرسش های مصاحبه ای 97
- پرسش های کارشناسی 97
- معرفی کارشناسان 98
- فهرست منابع و مآخذ 99
ص:83
لاله ی اشک بار
لاله ی اشک بار
مرغ خوشخوانی بودی که از این دیار پر اندوه پریدی. از نَفْسْ بریدی، عشقِ او گزیدی، راه او خریدی و به او رسیدی.
پروانه ی سوخته دلی بودی که از عشق حق در آبی زلال بی کرانه ی آسمان، غرق شدی و عطر تن تو بر گل های عشق و عرفان و تقوا نشست و زمینِ ما را آراست و به ما خستگان وامانده در خروش، نوید صبح صادق و طلوع سپیده داد.
و اینک رفته ای به بام شهادت. به رسم پرواز، برای آواز و در کلام دلنشین تو که آغشته به نور الهی بود، اینک گویی چیزی موج می زند. نوری، عطری، اشکی، لبخندی و شاید خاطره ای.
و سحرگاهان، آن دم که چلچه های مست از بهار، قامت های سبز طلوع را عاشقانه بوسه می زدند، آن گاه که بادهای مهاجر خسته، منظومه ی بلند شهادت را در لحظه های شفاف خویش تکرار می کردند، آن گاه که حریرِ رخِ مهتاب، سرشار از غم، سر شاخه های مهربان بیدهای مجنون را وداع می کرد، و آن گاه که پروانه های ظریف بالِ سوخته دل، در مطلع بهار، بر قله های رفیع نور، قصیده ی ایثار را با سوختن به گرد شمع پیوند می زدند، تو رفتی، اما از آیه های کلام تو، هنوز تراوت می تراود.
آری تو رفتی و فصل دلتنگی مرغان غزل خوان رسید و تمام زمین، رنگ شهادت گرفت و من در اندیشه ی لبخندی بودم که تو در نوشته های شبانه ات، آرزو کرده بودی، لبخندی در هنگام مرگ.(1)
مرتضی افراسیابی
1- سردار خوبی ها، بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس، چاپ اول، تهران، زمستان 1377، ص 25.