ویژه وفات آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی صفحه 5

صفحه 5

ص:8

درخواست ازدواج کرد. در این میان، رخ دادی شگفت، او را از پی گیری این کار، بازداشت.

روزی برای ادای نماز فریضه به منزل همسر دوم خود می رود. همسرش برای این که خانه را برای شوهر خلوت کند، دختر یتیمش را از آن اتاق بیرون می فرستد. دختر در هوای بسیار سرد بیرون منزل می لرزید و می گفت: مادر! من در این هوای سرد، کجا بروم؟! مادر نیز به عنوان های گوناگون می خواست او را راضی کند تا در بیرون از خانه بماند. این صحنه، محمدجعفر را به شدّت منقلب می کند. او که تاب دیدن گریه ی آن کودک یتیم را نداشت، پس از ادای فریضه، از خانه ی آن زن بیرون می آید. مدتّش را می بخشد و مهریه ی او را می پردازد. آن گاه با خدای خود، چنین مناجات می کند:

«خدایا! دیگر من برای پیدا کردن فرزند، همسری انتخاب نمی کنم که احیانا دل طفل یتیم به سبب من آزرده گردد. تو اگر بخواهی، قدرت داری از همان زن که تا به حال فرزند نیاورده، به من فرزند عطا کنی و اگر هم نخواهی، خود دانی. خدایا! امر، موکول به توست؛ می خواهی فرزند از همان اوّلی بده، می خواهی نده». (1)

تولد عبدالکریم

دعای «محمّدجعفر» در پیشگاه خداوند مستجاب گردید و سال بعد، (1276ه . ق / 1239 ه . ش) خانه ی با صفای او به نور جمال کودکی منوّر


1- سرّ دلبران، ص 44؛ آیت اللّه مؤسّس، ص 16.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه