ویژه وفات آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی صفحه 71

صفحه 71

ص:74

مدرسه ی فیضیّه روضه بود، بدین منوال بود که بعد از روضه، 4 عدد تخم مرغ آب پز را می آوردند در ایوان مدرسه ی فیضیّه با یک نان.از آن 4 تخم مرغ، یکی را همیشه به پسرش آقا مهدی می داد؛ که آن وقت بچّه بود، یکی دیگر هم به بچّه ی خادمش می داد که همیشه با آقا در آن جا بودند. آن 2 تخم مرغ آب پز را هم خودش به عنوان شام می خورد. یک وقت، دکتری آن جا بود و این غذا را که دید، گفت: «آقا! این که برای شما غذا نمی شود!». (1) غذای اغلب اوقات ایشان، نان و دوغ بود. (2) حاج شیخ به زر و زیور دنیا اهمیت نمی داد. اصلاً لباس با پارچه ی خارجی تنش نمی کرد. در تابستان، پیراهن، شلوار و قبای ایشان از کرباس بود. در زمستان نیز لباسش را از پارچه ی ایرانی به نام «بَرَک» (3) تهیّه می کرد. آقازاده های ایشان، مرحوم حاج آقا مرتضی و مرحوم حاج آقا مهدی، لباس هایشان از این پارچه های «کازرونی» بود. یک پارچه های دیگری نیز در آن جا می بافتند که مال بچّه مدرسه ها و طبقات پایین و کم درآمد بود که «فلفل نمکی» هم می گفتند که قبای بچّه های ایشان از این جنس بود. ایشان همیشه این را ترویج می کرد که ایرانی باید پارچه ی ایرانی بپوشد.


1- مجله ی یاد، ش 17، صص 151 _ 152، به نقل از: آرشیو خاطرات...، خاطرات آیت اللّه شیخ محمّد صادق تهرانی، ص مسلسل 1516 و 1517.
2- آیت اللّه مؤسس...، ص 53.
3- بافته ای باشد از پشم شتر که بیشتر درویشان از آن، قبا و کلاه سازند برهان؛ نوعی پارچه ای ضخیم که در خراسان از پشم شتر یا کُرک بز با دست، بافته و از آن جامه ی زمستانی دوزند (فرهنگ معین) ر.ک: دهخدا، ج 10، ص 918.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه