ویژه وفات آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی صفحه 79

صفحه 79

ص:82

پس، آن دو، به هم نگاه کرده و رو به آن شخص نموده و گفتند: سمعا و طاعهً، و از جا حرکت کردند و سه نفری صعود نمودند.

در آن هنگام احساس کردم که حالم بهتر شده است. صدای گریه و زاری و ناله خانواده ی خود را شنیدم که به سر و صورت خود می زدند. آهسته دست خود را حرکت دادم و چشم خود را گشودم. دیدم چشم مرا بسته و رویم چیزی کشیده اند. خواستم پایم را جمع کنم. ملتفت شدم که شست مرا هم بسته اند. پس، دستم را بلند کردم برای برداشتن چیزی که رویم بود. شنیدم می گویند: ساکت شوید، گریه نکنید که حرکت دارد، و آرام شدند و روی مرا برداشتند و چشمم را گشودند و پایم را فورا باز کردند. با دست، اشاره به دهانم کردم که آبم دهید. پس، آب به دهانم ریختند و کم کم از جا برخاسته و نشستم و تا 15 روز، ضعف مفرط و کسالت داشتم. از آن حالت، الحمدللّه به کلّی رفع نقاهتم شده و بهبودی یافتم. و این از برکت مولایم حضرت حسین(ع) بود. آری به خدا قسم!». (1)

خدمت به استاد

آیت اللّه حاج شیخ مرتضی حایری از پدرش نقل می کند که فرمودند: «من در ناخوشیِ سیّد استاد _ سیّد محمّد فشارکی _ برای پرستاری ایشان، شب ها نزدش می خوابیدم. چون فرزندان ایشان کوچک بودند، خودم متکفّل لگن بُردن و آوردن بودم، تا ایشان فوت کردند. تا موقعی که در نجفِ


1- گنجینه ی دانشمندان، ج 1، ص 302.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه