ویژه وفات آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی صفحه 80

صفحه 80

ص:83

اشرف بودم، خدمت خانه ی ایشان را بر عهده داشتم و از بیرون، نان و گوشت و لوازم، برای اهل منزل می خریدم و می آوردم. در همان مواقع، ایشان را در خواب دیدم [در حالی که] در کریاس (1) منزل خود بودند و دست شان را بوسیدم و گفتم: آقا! نجات در چیست؟ فرمود: در تزکیه ی نفس و توجّه به بچّه های من». (2)

مکاشفه برای آیت اللّه سیّدصدرالدین صدر

آیت اللّه صدر می گوید: «پس از انشای قصیده ای کوتاه [در وصف حاج شیخ]، در عالم رؤیا دیدم که در بوستان بسیار سرسبز و خرّمی هستم که سراسر آن را درختان و میوه ها و نهرهای لبریز از آب زلال پوشانده است و من در آن قدم می زنم. در همان حال، فردی از روبه رو آمد و گفت: می خواهید حاج شیخ را ملاقات کنید؟ گفتم: با کمال میل! مقداری راه طی کردیم و به فضای سرسبزتری که وسط باغ و کنار حوضی که اطراف آن گُل کاری بود، رسیدیم. در طرف راست آن، ساختمان باشکوهی بود که چند پله ی آن بالاتر از زمین بود و در و پنجره های متعدّدی به سوی باغ داشت. گفت: نگاه کن. وقتی نگاه کردم، حاج شیخ را دیدم که در یکی از اطاق ها، تکیه به در داده و باغ را تماشا می کند. سلام کردم و شتابان وارد اطاق شدم. جواب مرا داد و پس از پذیرایی، فرمود: حالم بسیار خوب است. آن گاه،


1- پیش خان، درگاه، دالان، بالاخانه.
2- سرّ دلبران، ص 39.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه