ویژه وفات آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی صفحه 93

صفحه 93

ص:96

گرسنگی و ریختن روشنایی چشم به سیاهی کتاب، گنجینه ای ارزش مند شد که شیخ را هنگام بازگشت به وطن، همراهی می کرد. او این گنج پرقدر را ذره ذره در طول سال های هجرت مقدّس خویش از محضر استادان بزرگ آن دیار اندوخته بود.

اینک مام وطن در انتظار کودک فرهیخته اش، آغوش گشوده بود و می خواست چشمان خسته ی جوانانش را با چلچراغ وجود او، روشن سازد و دل های تشنه ی معرفت را سیراب گرداند. شیخ این رسالت سنگین را بر شانه های خویش حس کرد و آمد تا آموزنده ی خصلت ها، دانش ها و ارزش هایی باشد که آموخته است و چه شگرف آمد!

اکنون بر سطر سطر کتاب زمان، نام جاودانه اش ثبت است و حرکتی که بنیان نهاد، تا کرانه های روزگار جاری است. جسم او سال هاست که در خاک خفته است، ولی نامش آویزه ی افلاک است. آری، راه و یادش تا همیشه ی دنیا زنده است.

ما نام آن ایستاده بر بلندای تا ریخ را هماره ارج می نهیم و دل به راهش می سپاریم. یادش را گرامی می داریم و سلامی از سپیدترین سلام ها، نثار روح آسمانی اش می کنیم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه