زائران، همه ساله با انجام این عمل، توکل به خداوند، امید و پایداری را تجربه می کنند.
عزیر دوباره زنده می شود
موضوع «معاد» یکی از مباحث مهم قرآن است که خداوند برای اثبات آن، شواهد زنده ای را ارائه می کند. در قرآن کریم، مثال ها یا داستان هایی واقعی درباره چگونگی برانگیخته شدن انسان ها آمده است که مطالعه آن نمایانگر تدبیر و اراده عظیم پروردگار بی همتاست. ماجرای «عزیر» که از پیامبران پیشین است، از جمله آنهاست.
***
عزیز مقداری غذا و آشامیدنی تهیه کرد. بر چارپای خود سوار شد و به سوی مقصد حرکت کرد. وقتی به باغ بسیار سرسبزش رسید، مجذوب درختان و نغمه های دل انگیز بلبلان شد. وقتی به خود آمد، نیمی از روز گذشته بود. با عجله سبدهایش را پر از میوه کرد و بازگشت. او آن چنان غرق در زیبایی های اطراف و اسرار نهان آفرینش شد که نفهمید مرکب او به بی راهه رفته است. پس از چندی، خود را در میان ویرانه ای دید. از مرکب پیاده شد و کمی به اطراف نگریست. با خود گفت: «اینجا دهکده ای بود که قبلاً زندگی در آن جریان داشت، ولی اکنون خانه ها ویران و سقف ها فروریخته است. خوب است در کنار این دیوار فروریخته کمی استراحت کنم تا نیرویی بیابم و دوباره حرکت کنم.» عزیر به دیوار تکیه داد، پایش را دراز کرد و چوب دستی اش را کنار خود گذاشت. مرکب او نیز در نقطه مقابلش ایستاد.
سکوت مطلق و نسیم ملایم، فکر عزیز را آزاد ساخت و او را دوباره در اندیشه های انسان و جهان هستی غرق کرد. با خود می گفت: «در همین خانه که اکنون من به دیوار خراب آن تکیه داده ام، روزگاری دور، انسان هایی زندگی می کردند که یکدیگر را دوست یا دشمن می دانستند. اکنون حتی استخوان های آنها برجای نمانده است. چگونه ممکن است مردم این ویرانه، یک بار دیگر گرد هم آیند و به صورت موجود زنده ای