- پیش گفتار 1
- یوسف پاک دامن 4
- چیرگی سپاه رحمان بر لشکر شیطان 6
- ابراهیم بت شکن 9
- پذیرش سعی بین صفا و مروه 12
- یونس در شکم ماهی 17
- سلیمان و ملکه سبا 22
- یاران غار 24
- کشتی نوح 30
- معصیت کاران روز شنبه 32
- مریم، بانوی برگزیده خداوند (1) 35
- مریم، بانوی برگزیده خداوند (2) 37
- صبر ایوب 40
- شتاب در قضاوت 43
- عصای موسی (1) 45
- عصای موسی (2) 47
- آدم و حوا 56
- معراج پیامبر اکرم 63
- تغییر قبله نماز 66
- انفاق در رکوع 68
- داستان مباهله 70
نمی آورد. بنابراین، از کفر و عصیان آنها غمگین نباش. کشتی ای را زیر نظر ما بساز و درباره این ستم کاران سخن نگو که همه آنها دچار عذاب خواهند شد». (هود: 37)
صبح آن روز مردم دیدند که نوح ابزار ساختن یک کشتی را آماده می کند. او چون پدری مهربان باز هم به آنها هشدار داد، ولی هر کس که از کنار او می گذشت، به تمسخر او می پرداخت: «چه شده است نوح؟ تو پیش تر گمان می کردی پیامبر هستی، حال چرا نجار شده ای؟»
دیگری گفت: «در بیابان خشک می خواهی کشتی بانی کنی؟»
نوح بردبارانه سکوت می کرد و گاه با بزرگواری و گذشت پاسخ می داد:
«شما امروز ما را تمسخر می کنید، ولی به زودی این ما هستم که شما را سرزنش خواهیم کرد».
از خداوند به نوح وحی رسید: «چون فرمان ما صادر شد و نشانه های عذاب پدیدار گشت، به سوی کشتی خود رهسپار شو و از میان قوم و خاندان خویش هر کس را که به تو گرویده، در کشتی بنشان و از هر موجودی که روی زمین وجود دارد، یک جفت فراهم کن». (هود: 40)
سرانجام زمان موعود فرا رسید. باران شدیدی باریدن گرفت. آب ها جاری شد. چشمه ها به جوش آمد و سیل، تپه ها و بلندی ها را فراگرفت. مردم هراسان به این سوی و آن سوی می دویدند. نوح را دیدند که با شتاب، یاران مؤمن خود را فراخواند و گفت:
«بر کشتی سوار شوید که به نام خدا به راه می افتد و به نام خدا می ایستد». (هود: 41)
کشتی نوح در میان امواج خروشان آب حرکت کرد و ایمان آورندگان از رستگاری و نجات خود خشنود بودند. در این حال، نوح، فرزند خود، _کنعان_ را دید که از امواج می گریزد و به سوی کوه می رود. ندا داد: «فرزندم با ما سوار شو و از کافران نباش». (هود: 42)