- پیش گفتار 1
- یوسف پاک دامن 4
- چیرگی سپاه رحمان بر لشکر شیطان 6
- ابراهیم بت شکن 9
- پذیرش سعی بین صفا و مروه 12
- یونس در شکم ماهی 17
- سلیمان و ملکه سبا 22
- یاران غار 24
- کشتی نوح 30
- معصیت کاران روز شنبه 32
- مریم، بانوی برگزیده خداوند (1) 35
- مریم، بانوی برگزیده خداوند (2) 37
- صبر ایوب 40
- شتاب در قضاوت 43
- عصای موسی (1) 45
- عصای موسی (2) 47
- آدم و حوا 56
- معراج پیامبر اکرم 63
- تغییر قبله نماز 66
- انفاق در رکوع 68
- داستان مباهله 70
یوسف پاک دامن
حضرت یوسف علیه السلام، پیامبر بزرگ الهی، زندگی پرماجرایی را پشت سر گذاشته است. قرآن کریم از داستان زندگی او به عنوان «احسن القصص» یعنی نیکوترین داستان ها یاد می کند.
یوسف علیه السلام در کودکی در پی حسد و بغض برادرانش به چاه افکنده شد، ولی به لطف خداوند نجات یافت. آن گاه به عنوان غلام، به بارگاه عزیز مصر راه یافت. همسر عزیز مصر عاشق حضرت یوسف شد. بر سر راه او دام ها گستراند و زمینه انجام گناه را برایش فراهم آورد. با این حال، یوسف با نیروی ایمان از آن دوری جست. پس به جرم پاکی و پاکدامنی به زندان افتاد. خداوند به سبب خویشتن داری او، زندان را نردبان ترقی اش قرار داد و از آنجا به فرمانروایی مصر رسید. از شما دعوت می کنیم که شنونده این بخش از زندگی حضرت یوسف علیه السلامباشید.
***
زلیخا با خود به خلوت نشسته بود. می اندیشید چگونه راز عشق خود را برملا کند. نگرانی او از یوسف بود. وی جوانی بسیار پاک و باایمان بود و در امر خدمت گزاری، صادق و امین. زلیخا می دانست افکندن مردان باایمان و خداپرست در دام هوس های شیطانی، کاری سخت و دشوار است. با این همه هر روز در پی ترفندی بود که یوسف را به خود نزدیک کند.
آن روز، عزیز مصر در خانه نبود. زلیخا به بهانه ای یوسف را به حضور طلبید و در همان حال، درها را بست. یوسف جوان، متحیر شد و گفت: «به خدا پناه می برم. او