- پیش گفتار 1
- یوسف پاک دامن 4
- چیرگی سپاه رحمان بر لشکر شیطان 6
- ابراهیم بت شکن 9
- پذیرش سعی بین صفا و مروه 12
- یونس در شکم ماهی 17
- سلیمان و ملکه سبا 22
- یاران غار 24
- کشتی نوح 30
- معصیت کاران روز شنبه 32
- مریم، بانوی برگزیده خداوند (1) 35
- مریم، بانوی برگزیده خداوند (2) 37
- صبر ایوب 40
- شتاب در قضاوت 43
- عصای موسی (1) 45
- عصای موسی (2) 47
- آدم و حوا 56
- معراج پیامبر اکرم 63
- تغییر قبله نماز 66
- انفاق در رکوع 68
- داستان مباهله 70
سفارش کرده و مرا ستیزه گر و شقی نگردانیده است. سلام بر من هنگامی که زاده شدم و هنگامی که می میرم و هنگامی که دوباره زنده شوم».
بدین ترتیب، حضرت عیسی علیه السلام متولد شد.
«این است عیسی بن مریم؛ گفتار حقی که در آن تردید می کنند». (مریم: 26 _ 34)
صبر ایوب
فرشتگان هر بار که صدای مناجات و سپاس ایوب به گوششان می رسید، او را می ستودند و از وی به عنوان بهترین بنده خدا یاد می کردند.
شیطان که نمی توانست نظاره گر عظمت و بزرگی یک انسان باشد، رو به سوی خداوند کرد و گفت: «پروردگارا! سپاس گزاری ایوب از بی نیازی و فراغ خاطر است. او از همه نعمت ها برخوردار است. هم پیامبر است و هم مال و ثروت کافی دارد. فرزندان برومند و همسری مهربان دارد. اگر نعمت های خود را از او سلب کنی و او را در بلا و سختی بیفکنی، می بینی که او دیگر تو را چنین سپاس نخواهد کرد.» ندا رسید: «ما بنده خود را بهتر می شناسیم، ولی به تو فرصت می دهیم تا ایوب آزموده شود».
آن روز فرزندان ایوب با نگرانی نزد پدر آمدند و گفتند: «مثل این است که بر این زندگی آتش کشیده شده است. همه چیز از بین رفته است و حتی در تهیه قوت روزانه در رنج هستیم».
ایوب بدون اینکه به آنها چیزی بگوید، با چهره ای آرام و متین دست به نیایش برداشت و چنین گفت: «پروردگارا! آنچه من داشتم، امانت تو نزد من بود. تو را در همه حال سپاس می گزارم. چگونه می توانم شکرگزار نعمت های بی حدی باشم که هنوز از من دریغ نکرده ای؟»
شیطان با شکست در این آزمون، بار دیگر گفت: «خداوندا مرا بر فرزندان ایوب